كه تمام كوهستان ولايت ختا را به تصرّف خود درآوردند . و جوچى قسار « 1 » و آلچى نويان قنقراتى و جورچتاى « 2 » ، پسر كوچك خود ، را به جانب دست چپ آن ولايت فرستاد كه تمام ولايات كنار دريا را مسخّر ساختند و جميع قلاع ختا را گرفته بعضى را خراب كردند و بعضى را به عمّال و نوّاب خود سپرده از دست راست و چپ روى به شهرى كه به خانبالغ « 3 » اشتهار دارد نهادند . و چنگيز خان با تولوى خان « 4 » راه راست در ميان گرفته متوجّه تسخير خانبالغ شدند . امراى دست راست و چپ پيش از وصول چنگيز خان به نواحى خانبالغ رسيده منتظر وصول رايات نصرت آيات مىبودند .
و چنگيز خان در اثناى رفتن چند شهر معظم ختا را مثل شهر تنگبنگفو « 5 » و شهر تاىمينگفو « 6 » و شهر ميجؤ « 7 » را مسخّر كرده از روى سرعت و استعجال عنان عزيمت به صوب خانبالغ منعطف داشت .
و از ابتداى توجّه چنگيز خان به جانب ختا تا آنكه خانبالغ را به تصرّف خود درآورد ، دو سال تمام گذشته ؛ چه ، ابتداى بيرون آمدن خان به صوب ختا سال گوسفند بود « 8 » و در سال بوزينه « 9 » خانبالغ به تصرّف چنگيز خان درآمده .
و از جمله وقايع اين سال آنكه سنجر ، غلام خليفه ناصر لدين اللّه عباسى ، كه بعد از فوت طاشتكين ، امير حاج و والى خوزستان ، به ايالت آن ولايت از قبل خليفه ناصر لدين اللّه سرافراز گشته بود ، اظهار تمرّد و عصيان كرده قدم از دايرهء اطاعت و انقياد خليفه بيرون نهاد . و چون اين خبر به سمع خليفه رسيد مكرّر جهت اتمام محبّت بر وى به طلب او كس فرستاد .
چون تمرّد و عصيان او بنابر عدم اجابت متحقّق شد ، در ماه ربيع الأوّل اين سال خليفه ، مؤيّد الدّين وزير و عزّ الدّين [ بن ] نجاح شرابدار را حكم فرمود كه به خوزستان رفته آن متمرّد حرامنمك را گرفته به پايهء سرير خلافت رسانند . و چون مؤيّد الدّين و عزّ الدّين از بغداد عنان عزيمت به صوب خوزستان منعطف داشت ، سنجر مضطرب شده از خوزستان به شيراز رفت و التجا به حاكم شيراز آورد ، حاكم شيراز او را اعزاز و اكرام نموده نگاهداشت .
و چون مؤيّد الدّين وزير آنجا رسيد ، از سنجر اثرى نيافت ، و خوزستان بىمانع به دست وكلاى خليفه درآمد و مؤيّد الدّين مكرّر كس به شيراز فرستاده سنجر را طلب داشت . حاكم شيراز در مقام حمايت شده او را به فرستادهء مؤيّد الدّين نمىداد . بنابراين ، مؤيّد الدّين عزيمت
هامش
( 1 ) . متن : جوچى فسار .
( 2 ) . متن : حورحاى .
( 3 ) . يا خانباليغ - پكينگ ( پكن حاليه ) كه به معنى « شهر خان » است .
( 4 ) . متن : بوتوى خان
( 5 ) . متن : ككو ؟ ؟ ؟ .
( 6 ) . متن : اىمسكو ؟ ؟ ؟ .
( 7 ) . متن : منحر .
( 8 ) . موافق با سال 607 هجرى .
( 9 ) . موافق با سال 608 هجرى .