شراب را معتبر مىدانند ، آورد . و چون به نواحى آن شهر رسيد ، از كثرت خلايق و استحكام آن ملاحظه و احتياط نموده بازگشت . امّا تولوى خان و چوگوكورگان « 1 » پسر آلچى نويان « 2 » قنقراتى را با لشكرى عظيم بر سر آن شهر فرستاد و ايشان بعد از جنگ و محاربهء بسيار آن شهر را مسخّر ساخته و قلعهء جرا « 3 » را نيز گرفته بازگشتند . اهالى آن شهر بعد از مراجعت ايشان نوّاب و عمّال مغول را به قتل رسانيده باز ياغى شدند . بنابراين ، پاييز سال آينده چنگيز خان باز بر سر اهل آن شهر رفت و اكثر اهل آن شهر را به قتل رسانيد و از آنجا عنان عزيمت به جانب شهر خويلى ، كه از شهرهاى معظم آلتان خان بود ، منعطف داشت . والى آن شهر از قبل آلتان خان ، گيوگى يونگشى « 4 » نام شخصى بود ، كه از امراى بزرگ آلتان خان بود و چون وى خبر توجّه چنگيز خان را شنيد از اطراف و جوانب سپاه بيكران جمع آورده به جنگ چنگيز خان برآمد .
بعد از كشش و كوشش بسيار طاقت مقاومت نياورده روى به هزيمت نهاد و تا به دهنهء چبچيال « 5 » هيچجا توقّف نكرد . و چون امراى آلتان خان به هر موضعى كه دربندى بود قلعهاى ساخته سربندها را محكم كرده بودند ، چنگيز خان دو امير را يكى قتاى « 6 » و ديگرى بوچك « 7 » ، كه هر دو از قنقرات بودند ، با لشكرى بسيار فرستاد كه درها و بندها را نگاهدارند و خود از راه پايين متوجّه آن ولايت شد تا سر دربندى رسيد كه نام آن سيكينك گيو « 8 » بود . و آن دربندى است كه چون از آن درگذشتند همانا ولايت ختا را مسخّر ساختهاند .
القصّه [ 213 الف ] چون آلتان خان شنيد كه چنگيز خان بر سر دربند سيكينك گيو رسيد ، بسيار مضطرب گرديد . امير تودون « 9 » را ، كه از امراى كبار او بود ، با سپاه فراوان فرستاد كه چنگيز خان را از عبور از آن دربند مانع آمده بههيچوجه نگذارد كه وى از آن دربند بگذرد .
اتّفاقا پيش از آمدن امير تودون ، چنگيز خان از آن دربند گذشته بود و به صحراى ولايت ختا درآمده و از طرف دربند چبچيال ، امير جبه با فوجى از سپاه نصرت انتباه برآمده ناگاه بر ياغى ريخته دمار از روزگار ايشان برآورد . و در اين اثنا امير قتاى نويان و بوچك نيز به وى پيوستند . چنگيز خان قتاى نويان را با پنج هزار سوار فرستاده تا راه شهرى كه آن را جونگدو « 10 » مىخوانند نگاهدارد و خود نهر جوجو « 11 » را محاصره نمود و بعد از بيست روز آن شهر را نيز مسخّر گردانيد .
و بعد از آن جوچى و چغتاى و اوگتاى را بهاتّفاق لشكر دست راست به آن ولايت فرستاد
هامش
( 1 ) . متن : منكوگور خان .
( 2 ) . متن : الجونويان .
( 3 ) . متن : قلعهء جواد .
( 4 ) . متن : كيركى حوكى ؟ ؟ ؟ .
( 5 ) . متن : دهنهء حمحال .
( 6 ) . متن : قبا .
( 7 ) . متن : قوجه .
( 8 ) . متن : سلولسك .
( 9 ) . متن : امير بودون .
( 10 ) . متن : حوك ؟ ؟ ؟ تارى .
( 11 ) . متن : جوجور . اين شهر مولد جوجويى است .