ذكر وقايع سال پانصد و نود و ششم از رحلت خير البشر « 1 »
در پاييز اين سال پادشاه جهانگير چنگيز خان عنان عزيمت به صوب بلاد تنگقوت منعطف داشته تا به شهر اريقى « 2 » رسيد . پادشاه تنگقوت در مقام خدمتكارى و اطاعت شده دختر خود را جهت چنگيز خان فرستاد . و چنگيز خان مظفّر و منصور مراجعت نمود . در حين مراجعت از اين سفر ييدىقوت با پيشكشهاى لايق به ملازمت چنگيز خان رسيده و انواع نوازشات يافت .
پس ايل شدن ييدىقوت از وقايع سال سابق بود و به ملازمت چنگيز خان رسيدن از وقايع اين سال . غايتش در وقايع سال سابق از براى اتمام حكايت نوشته شد كه ييدىقوت به ملازمت پادشاه جهانگير رسيد .
و از جمله وقايع اين سال آنكه ملك عادل خابور و نصيبين را از صاحب سنجار گرفته و چند روز او را در سنجار محاصره داشت . آخر الأمر بهواسطهء اتّفاق ملوك اطراف و جوانب بر مخالفت ، ملك عادل ترك آن محاصره نموده به جانب حرّان رفت .
و كيفيّت اين واقعه را صاحب كامل التواريخ « 3 » اينچنين آورده كه چون ميانهء قطب الدّين محمّد بن زنگى بن مودود ، صاحب جزيره و سنجار و نصيبين و خاپور ، و ميان نور الدّين ارسلانشاه مسعود ، صاحب موصل ، عداوت تمام بود و دايما قطب الدّين محمّد بر نور الدّين ارسلانشاه زيادتى مىكرد ، بنابراين ، نور الدّين ارسلانشاه با ملك عادل مصاهرت نموده دختر خود را به پسر او داد . و در اين سال نور الدّين ارسلانشاه با ملك عادل اتفاق كرده قرار به آن دادند كه ولايت قطب الدّين محمّد را بهاتّفاق يكديگر گرفته ميان هم تقسيم نمايند و همچنين
هامش
( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الاكبر .
( 2 ) . متن : ايقى .
( 3 ) . الكامل ، ج 12 ، ص 284 به بعد .