ذكر وقايع سال پانصد و نود و پنجم از رحلت خير البشر « 1 »
از جمله وقايع اين سال است ايل شدن ييدىقوت « 2 » پادشاه اويغور ، در دايرهء اطاعت پادشاه جهانگير چنگيز خان . و منشأ ايل شدن ييدىقوت آن بود كه چون آوازهء عظمت چنگيز خان در ولايت تركستان به اطراف و جوانب رسيد ، ييدىقوت كه هميشه به گور خان مال مىداد و يكى از امراى گور خان ، شؤگم « 3 » نام به طريق شحنگى در ميانهء آن طوايف مىبود ، ميل به جانب چنگيز خان كرده آن شخص شؤگم را ، كه مدّتى ديده بود كه از تحكّمهاى او به تنگ آمده بود ، به قتل رسانيد و در مقام آن شد كه ايلچى [ ى ] به بندگى چنگيز خان بفرستد و اخلاص خود را به عرض برساند .
اتّفاقا ييدىقوت ايلچى نفرستاده بود كه چنگيز خان بر حقيقت حال اطّلاع يافته دو نفر از ملازمان خود را ، كه يكى الپ اونوك « 4 » و ديگرى را درباى « 5 » گفتندى ، نزد ييدىقوت فرستاده او را استمالت بسيار داد . ييدىقوت به وصول آن دو كس شادمان شده و نهايت اكرام و اعزاز به جاى آورده و بعد از چند روز همراه ايلچيان چنگيز خان دو ايلچى خود را ، كه نام يكى الغين بوكراسايش ايغوجى « 6 » بود و نام ديگرى تيمور نوترق « 7 » ، به بندگى چنگيز خان فرستاد و معروض داشت كه « تمامى اقوام اويغور با ييدىقوت بندهء مخلص و دولتخواه است . » و يك دليل بر اخلاص و دولتخواهى ييدىقوت آن گفتهاند كه كوشلوك را نزد خود راه نداد .
و كيفيّت اين واقعه را چنين آوردهاند كه چون توقتاى بيكى در جنگ كشته شد ، برادر او
هامش
( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الاكبر .
( 2 ) . متن : بيدىقوت . تاريخ جهانگشا : ايدىقوت .
( 3 ) . متن : بوكم .
( 4 ) . متن : الت و قوك .
( 5 ) . متن : درياى .
( 6 ) . متن : بركوش اهل الفوحى .
( 7 ) . متن : العين تيمور قوتوق .