نمودند . در اثناى اين حال از جانب حقّ ، سبحانه و تعالى ، ملهم شدم به آنكه به ايشان بگويم كه :
به حقّ ابو بكر و عمر دست از من باز داريد . چون من اين سوگند به ايشان دادم ايشان به يكديگر نگاه كرده گفتند كه : اين مرد بسى سوگند عظيم به ما داده ، ناچار دست از وى باز بايد داشت . بنابراين ديگر متعرّض من نشدند .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 2076
مساهمون: غلام رضا طباطبايى مجد
ص٢٠٧٦