و خزانهء « 1 » خود فداى او كنيم همانا [ كه ] حكم امداد و شرط انجاد بجاى آورد .
برين « 2 » عزيمت روز آدينه آخر ماه خرداد « 3 » سنه ثمان و خمسين و خمسمائة ( خراجى ) از دار الملك بردسير بيرون شدند و ( از راه خبيص ) روى بجانب خراسان نهاد [ ند ] و « 4 » روز يكشنبه اول تيرماه « 5 » البته ( ملك ) تورانشاه با لشكر فارس برسيد و شهر بردسير از لشكر خالى . چند ديلم كه مقيم ( دروب ) بودند و قاضى ولايت در حفظ شهر و ضبط حصار جد نمودند و لشكر فارس بر ظاهر شهر و نواحى خرابى ( بسيار ) ميكرد [ ند ] . چهار روز برين « 6 » جمله بگذشت روز پنجم « 7 » بامداد مردم بىخبر رايات ( منصورهء ) ملك ارسلان « 8 » برسيد از جانب بم بر قصد بهرامشاه ، و بر سر تورانشاه و لشكر فارس افتاد . [ شعر
روزى نگر كه طوطى طبعم بر لبت * بر طمع پسته آمد و در شكر او فتاد ]
چون عنايت ربّانى و امداد « 9 » آسمانى مساعدت نمود ؛ هفتصد غلام كه عدد لشكر ملك ارسلان بود ، پنجهزار مرد فارس را هزيمت كرد [ ند ] و ( اين ) اوّل ( مصافى ) بود ( كه ) در كرمان ( واقع شده بود ) و حشم و غلامان كرمان آئين و قوانين ( رزم ) و رحمت بر اسيران نميدانستند و تا اين « 10 » غايت جنگى نديده بودند و مصافى نكرده .
شمشير در ( اهل ) فارس نهادند و خلقى بسيار هلاك كردند و قومى را در قبض آورد [ ند ] و ملك ارسلان را فتحى شگرف [ بسيار ] برآمد ( و تورانشاه منهزم بجانب فارس رفت ) و در يكهفته سه « 11 » انقلاب بدين نسق انجاميد . پس « 12 » كلّ ممالك كرمان ملك ارسلان را مسلم شد ؛ [ و ] از شوايب منازعت ( و ) خصوم صافى . ( چون اتابك محمد شرايط نيكو بندگى بتقديم رسانيده بود ) منصب ( دادبكى و ) اتابكى و شحنگى ( دار الملك بردسير ) هر سه چنان كه باسم و رسم اتابك بزقش بود باز قطب الدين محمد فرمود [ و مسند ] وزارت در بم بضياء الدين ابو المفاخر كه مشرف ديوان بم بود ، مفوض فرموده بود ؛ چه ( وقت ) [ وصول و ] طلوع رايات منصورهء ( ارسلانى ) بشق بم خدمتهاء پسنديده كرد
هامش
( 1 ) خويش . -
( 2 ) بدين . -
( 3 ) سنه 558 . -
( 4 ) و در روز شنبه . -
( 5 ) من سنه . -
( 6 ) برين . -
( 7 ) بامداد روز پنجشنبه بىخبر مردم . -
( 8 ) از جانب بم بر قصد و كيد بهرامشاه برسيد و بر سر . -
( 9 ) قضاء يزدانى . -
( 10 ) تا آن . -
( 11 ) سر پادشاه كرمان تصرف كرد . -
( 12 ) كلى .