[ من خود از غم ، شكسته دل بودم * عشقت آمد ، تمامتر بشكست ]
و او را در فارس رغبت مقام نماند ؛ عزم يزد كرد . بسبب وصلتى كه با عزّ الدين لشكر « 1 » كرده بود . چون بخطهء يزد نزول كرد « 2 » ، عز الدين لشكر « 1 » التزام صنوف لطايف « 3 » و تحمل احباء اضافت فرمود « 4 » و هرچه در وسع مخلوق [ ى ] گنجد از خدمت و بذل و عرض خزاين و لشكر واجب داشت . روزى چند در رياض نعمت او چريد و از خلوص مبرّت او سيراب شد . « 5 » پس عزّ الدين امير حاجب [ بزرگ ] خويش « 6 » ( را ) با دويست غلام بزرگ و كوچك « 7 » در خدمت او فرستاد ( و اتابك محمد با اين لشكر و غلامان و خواصّ خويش ، ) و در ماه اسفندار مذ سنهء سبع و ستين « 8 » بزرند نزول فرمود . ( چون ) خبرآمدن « 9 » اتابك با لشكر يزد بجيرفت رسيد ، گرهى ديگر بر ( ر ) شتهء تدبير افتاد و طفل حيرتى تازه از مادر فتنه ( به ) زاد . عزّ الدين چغرانه را فرستادند تا چنان كه تواند به صلح آورد و سدّ سيلاب « 10 » اين بلا ، حادث بكند . چغرانه چون بزرند رسيد معاندت را وجهى نديد ، يا شدت شوكت اتابكرا ، يا رعايت حقوق نعمت « 11 » او را ، رأى صواب ( آن ) ديد كه ( باظفار تبصبص ، زمام ) رضاى او « 12 » را بدست آورد و او را به خدمت پادشاه كشد ، بر ظنّ « 13 » آنكه از خار پاى « 14 » مملكت اين « 15 » يكى مانده است ، چون آن را بركشند ، « 16 » از هيچ جانب ، شاغلى ( نماند . ) اتابك را با لشكر يزد بجيرفت آورد و منصب اتابكى بر مقتضاى ( شعر )
( قد رجع الحق الى نصابه * و انت من كلّ الورى اولى به )
برو نهادند . « 17 » چه مؤيد الدين را كبر سنّ [ بر همه اعضاء ] از حركت مانع بود . او را باز خانه نشاندند و اسم دادبكى برقرار « 18 » بر چغرانه نهادند .
( گفتار در ذكر كدورت اتابك محمد و چغرانه و كشتن اتابك چغرانه و آيبه و قلچق غلامان مؤيدى را در جيرفت و شهادت صواحب عظام كرمان بر دست تركان در بردسير . )
چون روزى چند بگذشت و فروردين سنهء ثمان و ستين « 19 » درآمد مشارب
هامش
( 1 ) لنكر . -
( 2 ) حلول افتاد . -
( 3 ) لطافت . -
( 4 ) اعباء ضيافت نمود . -
( 5 ) حياض مسرت او سيراب گرديد . -
( 6 ) خود . -
( 7 ) خرد . -
( 8 ) سنه 567 . -
( 9 ) اقتحام . -
( 10 ) به صلح و جنگ سدّ سيلاب . -
( 11 ) انعام . -
( 12 ) اتابك . -
( 13 ) بظنّ . -
( 14 ) خارهاى . -
( 15 ) آن . -
( 16 ) بركنند . -
( 17 ) بازوى دادند . -
( 18 ) بر قاعدهء . -
( 19 ) سنهء 568 خراجى .