صبحى چو جبين نيكبختان * گلگون شده از شفق درختان
صبحى گل روضهء جوانى * سرمشق بهار زندگانى
صبحى چو بياض گردن حور * ديباچه نگار صفحهء نور
صبحى مرآت اهل بينش * سرجوش قوام آفرينش
گلبرگ ترش صباحتانگيز * تنگ شكرش حلاوتآميز
پيغام شمال عنبرين دم * همچون نفس مسيح مريم
مرغان بترانهء صبوحى * بر همزن توبهء نصوحى
صبح از مى انتعاش سرمست * پيمانهء آفتاب در دست
بتخانهء چين چمن ز شنگى * بلبل ترسا و گل فرنگى
سنبل بكمند زلف طرار * بسته بميان غنچه زنار
از هم گل و سبزه گشته ناشى * آن متن نوشته اين حواشى
مست مى انتعاش بلبل * از خنده فتاده بر قفا گل
تردستى ابر سايهگستر * هر گوشه فگنده طرح ديگر
آراسته باغ مجلس خاص * گل دايره دست و سرو رقاص
گويا دل شب كشيده باده * نرگس كه كلاه كج نهاده
باغ از نم ابر فيض سيراب * برخاسته نرگس از شكر خواب
از موج نسيم سرو بن تر * يك نيزه گذشته آبش از سر
رخ بر رخ گل نهاده سنبل * غلتيده سياه مست بر گل . . .
*
الوند كشيده بر فلك تيغ * پوشيده زره ز سايهء ميغ
سركش شده قصد جنگ كرده * جا بر در و دشت تنگ كرده
هرگز نبرد سپهر گردان * يك دورهء دور او بپايان
ابدالوش از جهان ريمن * بگذشت و كشيده پا بدامن
از اوجش اگر بته فتد سنگ * از چهرهء آسمان پرد رنگ
غلتان ز برش هزار چشمه * هر چشمه چو چشم پركرشمه
هم لالهعذار و هم سمنبر * از ابر هميشه زير چادر