مىرفت » « 1 » و عدد بيتهايش را بعضى تا بيكصد هزار بالغ دانستهاند .
وى بر رويهم شاعريست متوسط . ديوان غزلهايش را كه نزديك به 1200 بيت دارد [ بشمارهء 2849 .
Or
كتابخانهء موزهء بريتانيا ] خوانده و سخنش را بر منوال سخنوران پايان سدهء نهم و آغاز سدهء دهم و بر پايهيى نهچندان كوتاه يافتهام . او يك مثنوى بنام « دولت بيدار » باستقبال از مخزن الاسرار نظامى سرود كه نديدهام . ميرزا محمد طاهر نصرآبادى اين دو بيت را از آن نقل كرده :
خامهء من تير شد از راستى * دور ز ننگ كجى و كاستى
تير چو بىپر نشود كارگر * گشت سه انگشت بر او چون سه پر
و باز نصرآبادى سه بيت زيرين را در صفت تفنگ ازو آورده است كه تازگى دارد :
اى راست رو تفنگ شهنشاه كامران * در راستى و پردلى خود يگانهاى
روشندلى و راستنهادى و فتنهجو * مارى و مهره دارى و صاحب خزانهاى
در پايه ارجمند و در آوازهاى بلند * ز آن دست برگرفتهء شاه زمانهاى
از غزلهاى اوست :
درازى مژه بين آن دو چشم جادو را * كه مىزند سر مژگانش شانه ابرو را
سياهبختى ما در نظر ترا نايد * چه التفات بسرمه است چشم آهو را
كسى كه چشم ببستان مىگشاد چو من * ز شرم ننگرد از دور باغ مينو را
به چشم آينه شد گرچه ذره ذرهء خاك * نديده جز رخت آيينهء سخنگو را
به چشم مست مكن جور كامتحان نكند * ز جهل مردم بيمار زور بازو را
كجا به سنگ كشد زر ز راه نادانى * بود دو چشم بانصاف اگر ترازو را
نشان وحدت صرفست نقطهء دهنش * كه صد كتاب شود گر بيان كنم او را
رسد ز نكهت زلف تو بوى دل بمشام * ولى كجاست مشامى كه يابد اين بو را
*
هامش
( 1 ) - سرو آزاد ، ص 82 .