غيرت نگر كه چاشنى خنجر ترا * در قطره قطره خون شهيدان فشردهايم
تا تلخى حيات ابد امتحان كند * در كام خضر چشمهء حيوان فشردهايم
صد كعبه در تهيهء احرام طوف ماست * تا ما قدم بخار مغيلان فشردهايم
طالب تو فيض گير ز وصل بتان كه ما * پاى طلب بدامن حرمان فشردهايم
*
ذوق مستى كو كه هر ساعت تهى سازم خمى * ناخنى گردم بفرياد آورم ابريشمى
فتنهء افلاك و انجم كم نمىگردد كجاست * عالمى كآنجا نه افلاكى بود نه انجمى
بارها از هم جدا كردم جهان را پود و تار * همچو كار خود نديدم رشتهء سردرگمى
هان مخوان گندمنماى جوفروشم زآنكه من * نه جوى دارم درين دهقانسرا نه گندمى
جز دل خونابهنوش تنگ ميدانم كه ديد * قطرهيى كز آستينش سر برآرد قلزمى
اى كه از ملك عدم جستى نشان آباد باد * كشورى آرام بنيادى خوش و خوشمردمى
جز دل طالب نيابى گوهر والانژاد * چار اركان را اگر تا حشر جويى بىخمى
*
انتظارم كشت ، از آن عالم نيامد آدمى * هست مىدانم حرمگاهى ولى كو محرمى
هيچ كفرى در جهان بالاتر از انكار نيست * بتپرستان عالمى دارند و ما هم عالمى
گفتم از مژگان خبر گيرم نمودم چشم يار * سبزهيى ديدم بر او بنشسته خونين شبنمى
گر شبى تا صبحدم شرح غمت كردم هنوز * مانده نيمافسانهيى بر لب ، دمى بنشين دمى
هم نمك در كنج لب داريد و هم در گنج چشم * زخميان اميدوارانند چون ما مرهمى
نقد هر داغى و دردى از غريبان مانده بود * كرده در دامان ما گردون ، مگو كو حاتمى
بخت اگر پير است در مرگش مشو پر ناصبور * نوجوانان ماتمى دارند و پيران ماتمى
واى اگر با بيغمى در عشق مىافتاد كار * اينكه سر تا پا غمم حاشا اگر دارم غمى
پور اكبر شاه را طالب مريدم در جهان * شكر للّه نيستم محتاج پور ادهمى