*
عشق كه بازار بتان جاى اوست * سلسله بر سلسله سوداى اوست
گرمى عشاق خرابست عشق * آتش دلهاى كبابست عشق
عشق نه وسواس بود نه مرض * عشق نه جوهر بود و نه عرض
*
لوح دل از اشك ندامت بشوى * دست ملامت ز سلامت بشوى
اهل ملامت كه سلامت روند * راه سلامت بملامت روند
عشق و شكايت ز ملامت كه چه ؟ * عاشقى و زهد و سلامت كه چه ؟
هركه بود مرد ره عشق پاك * عاشق ترسا بچه باشد چه باك
*
مرد رهى ، از كجى انديشه كن * راستى و راستروى پيشه كن
در طى اين ورطه قدم تيز كن * وز خطر باديه پرهيز كن
پاى برون نه ز مضيق جهات * روى بگردان ز همه كائنات
هركه كند روى طلب سوى او * قبلهء ذرات شود روى او
سفله كه زر در گره مشت اوست * هر درمى ناخن انگشت اوست
گر همه در ناخن او نى كنى * نيم درم حاصل ازو كى كنى ؟
هركه جفاپيشه و بدخو بود * دشمن او خوى بد او بود
هاشمى از مزرع جان توشه گير * در چله خم شو چو كمان گوشه گير
*
گفتهء بىفايده بنهفته به * و آنچه پسنديده بود گفته به
شيخ نظامى كه سخن ملك اوست * گوش كن اين نكته كه از كلك اوست
لب مگشا گرچه در او نوشهاست * كز پس ديوار بسى گوشهاست
( از مظهر الآثار )
معلم عشق و عارف طوطى و مرآت عرفانش * سبق معنى و صورت ابجد لوح دبستانش
عجب لوحيست لوح مكتب معمورهء عالم * كه عالم عالمى معنيست در هر نكته پنهانش
درين ره جز خطر نبود ، معاذ الله چه راهست اين * كه شد ذرات جسم رهروان ريگ بيابانش