اوايل سدهء يازدهم است كه مانند بيشتر استادان معاصر خود در هندوستان بسر مىبرد و به خدمت ميرزا عبد الرحيم خانخانان و جلال الدين اكبر پادشاه و پسرش شاهزاده دانيال اختصاص داشت .
زادگاهش خبوشان ( قوچان ) و باشيد نگاهش مشهد بود و بدينسبب بمشهدى هم شهرت داشت . دربارهء بدايت حالش بهتر آنست كه سخن عبد الباقى نهاوندى معاصر او را اساس قرار دهم . وى گويد كه نوعى در كودكى بهمراه پدر كه سوداگرى معزز بود ، از خبوشان بعراق افتاد و بكاشان كه در آن روزگار مركز بازارگانى ايران و هند بود رفت و در آنجا به خدمت محتشم كاشانى شاعرى و سخنورى آموخت ، همواره نزد آن شاعر استاد مىرفت و شعر خود را براى اصلاح بر او عرضه مىداشت و محتشم بتربيت او همت مىگماشت و بر اثر همين توجه استاد در مدت اقامت كاشان ترقى بسيار نصيب نوعى شد و او پس از مدتى توقف از كاشان بخراسان بازگشت « 1 » .
اقامت مجدد نوعى در خراسان ( ظاهرا مشهد ) دير نپاييد و او از آنجا در طلب روزى بهند شتافت و نخست به خدمت ميرزا يوسف خان رضوى مشهدى ( م 1010 ه ) كه در دستگاه سلطنت اكبر پادشاه مقامى بلند داشت رسيد و چندگاهى با « مير حسين كفرى » « 2 » كه از دوستان نزديكش بود در لاهور و
هامش
- * بهارستان سخن ، مير عبد الرزاق خوافى . ص 437 - 438 .
* آتشكدهء آذر ، تهران ، ص 386 - 387 .
* سرو آزاد ، مير غلامعلى آزاد ، ص 22 - 24 ، و جز آنها .
( 1 ) - فخر الزمانى ( ميخانه ، ص 258 ببعد ) گفته است كه پدر نوعى از وطن بديدار يكى از خويشان كه در گجرات صاحبسامان بود رفت و بعد از آنكه امدادى يافت بخراسان بازگشت و بقيهء عمر را بانزوا و عبادت گذراند و پسرش بعد از مرگ پدر و صرف مال دوباره بهند رفت و همانجا ماند و اگر چنين باشد نوعى هرگز فرصت شاگردى محتشم نداشت و حال آنكه او شاگرد محتشم و پيرو شيوهء او در شاعرى بود .
( 2 ) - وى از شاعران عهد اكبر و دوست نوعى بود و با هم در سلسلهء ستايشگران -