مىكردند و دانشى كه بدين نامها داشتند از دوران پيش از اسلام بعهد اسلامى منتقل شد و باقى ماند .
دربارهء تيماردارى ستوران بويژه اسب از ديرباز كتابهايى خاص باسم فرس - نامه يا خيلنامه ، و يا گاه بخشهايى در كتابهاى متناسب ( مثلا در آداب الحرب و الّشجاعة از فخر مدبّر « 1 » ) فراهم آمد ، و در عهد مورد مطالعهء ما بيشتر كتابهايى كه درينباره نوشتهاند در هند تأليف شد ، خواه آنچه از سانسكريت بپارسى درآورده و خواه به فارسى تصنيف كرده باشند . از اين كتابهاست دفترى كه گويا بسال 983 در دوازده باب و هر باب در چند فصل دربارهء اسب و اسبدارى و بيماريها و درمانها و علوفهء اسبان و جز اين جستارها در آن سخن رفته است « 2 » . - و كتاب « سالهوتر « 3 » » كه عبد اللّه بن صفى آن را بسال 1000 ه از سانسكريت بپارسى درآورد « 4 » ، و ترجمهيى ديگر از همين كتاب باعنوان « فرسنامه » با سرپرستى و مقدّمهء عبد اللّه خان فيروز جنگ ( م 1054 ه ) معاصر شاهجهان ( 1037 - 1068 ) ترتيب يافت « 5 » . اين سالهوتر يا ساليهوترا كتابى بود كه « دورگرسى » « 6 » پسر « سرگرسى » بسانسكريت در شناخت اسبان و بيماريها و درمان آنها تأليف كرده و از كتابهاى اساسى هندى در اين باب بود .
از مؤلفان ايرانى كه در هند بتأليف چنين كتابهايى مبادرت جسته باشند شيخ محمد بن ابو طالب زاهدى گيلانى است كه « رسالهء فرسنامهء » خود را در حدود سال 1127 ه دربارهء اسب و شناخت آن و بيماريهايش نوشت . وى دفتر فارسى ديگرى
هامش
( 1 ) - بنگريد به همين كتاب ، ج 3 ، ص 1167 - 1170 .
( 2 ) - فهرست نسخههاى خطى فارسى كتابخانهء موزهء بريتانيا ، ج 2 ، ص 481 .
( 3 ) -Salihotraدر هندى .
( 4 ) - ايضا فهرست نسخههاى خطى فارسى موزهء بريتانيا ، ج 2 ، ص 480 - 481 .
( 5 ) - فهرست نسخههاى خطى فارسى در كتابخانهء ملى پاريس ، ج 2 ، ص 140 .
( 6 ) -Durgarasi