يا : ابو الحسين ) حسينى غورى هروى معروف به « امير حسينى » يا « حسينى سادات » از بزرگان عرفاى قرن هفتم و هشتم و از جملهء شاعران و نويسندگان معروف پارسىگويست كه در شعر « حسينى » تخلّص مىكرد « 1 » . مولد وى شهر « غزيو » يا « گزيو » از بلاد غور بود ولى
هامش
- از صفحهء پيش
* حبيب السير چاپ تهران ج 3 ص 379
* رياض العارفين هدايت ص 104 - 108
* تذكرة الشعراء دولتشاه ص 246 - 249
* هفت اقليم امين احمد رازى چاپ تهران ج 2 ص 124 - 127
* تاريخ فرشته چاپ هند ج 2 ص 762 - 763
* كشف الظنون حاج خليفه بند 1518 و 947
* نفحات الانس جامى چاپ تهران ص 605 - 606
* بهارستان سخن ص 312 - 316
* تاريخ مفصل ايران ( عهد مغول ) ، مرحوم عباس اقبال آشتيانى ، چاپ دوم ص 545
* تاريخ نظم و نثر در ايران و در زبان فارسى ، مرحوم سعيد نفيسى ، تهران 1344 شمسى ، ص 169 و 742
* مجالس العشاق چاپ هند ص 126 - 128
* آتشكدهء آذر چاپ آقاى دكتر سادات ناصرى ج 2 ص 597 ببعد
* مجمع الفصحا ج 2 ص 14 - 15
* فهرست نسخ خطى كتابخانهء مجلس شوراى ملى ج 3 بتحقيق آقاى ابن يوسف شيرازى ص 623 - 626
* از سعدى تا جامى چاپ دوم حاشيهء صفحات 188 - 189
( 1 ) -باد اندر دور بزم حق مدام * جرعهچين او حسينى و السلام*دامن يك بندهء آزاد گير * از حسينى اين نصيحت يادگيرو موارد متعدد ديگر .