781 هجرى آورده و درين بحثى نيست « 1 » ؛ و بنابر نقل دولتشاه سمرقندى « 2 » « حسن متكلّم » شاعر مشهور قرن هشتم شاگرد مظفّر بوده است . ابيات ذيل منتخب از قصيدهء كاملى است كه دولتشاه از آثار مظفّر خوافى بدست آورده و نقل كرده است :
اى بر سمن از مشك بعمدا زده خالى * مسكين دل من گشت ز خال تو بحالى
از حال من خسته بتر در دو جهان نيست * يا نيست دل آشوبتر از خال تو خالى
قدّ و دهن و زلف تو و جعد تو ديدم * هريك ز يكى حرف پذيرفته مثالى
از سيم الفى ديدم و از بسّد ميمى * وز مشك سر جيمى و از غاليه دالى
گفتم كه تو خورشيدى و آن بود حقيقت * گفتى كه تو چون ماهى و آن بود محالى
مه بدر نمايد چو ز خورشيد بود دور * من كز تو شوم دور نمايم چو هلالى
اى از بر من دور همانا خبرت نيست * كز مويه چو مويى شدم از ناله چو نالى
در خواب خيال تو بنزديك من آيد * گويم كه مرا هست مگر با تو وصالى
بيدار شوم چون تو نباشى بوصالت * عشق تو مرا باز نداند ز خيالى
يك روز بسالى نكنى ياد كسى را * كز هجر تو روزيش گذشتست بسالى
روزى بود آخر كه دل و جان بفروزم * ز آن روى كه شهرى بفروزد بجمالى
از قبضهء هجر تو شود رسته دل من * وز روضهء وصل تو شود رُسته نهالى
فرخنده بود روز بشبگير برآن كس * كر روى تو و راىِ ملك برزده فالى
سلطان ملك قدر معزّ دول و دين * كز جمله ملوكش نه نظيرست و همالى
هامش
( 1 ) - مرحوم سعيد نفيسى در تاريخ نظم و نثر در ايران ص 209 تاريخ وفات مظفر را سال 767 نوشته است و اين قول به نظر درست نمىآيد .
( 2 ) - تذكرة الشعراء ص 301