صوفيان مرشديّه ، يعنى امين الدّين بليانى ، هردو اسم برده است ، بدينگونه :
زهى در عالم معنى سلاطين * گداى مُرشِد الدّنياءِ و الدّين
ابو اسحق شمع جمع اقطاب * امام عابدانِ هفت محراب . . .
. . . امين ملّت و دين شيخ اعظم * مَهِ برج حقيقت كهف عالم . . .
ببين در ملك وحدت تاجدارى * بميدان حقيقت شَهسوارى
ز بُرج بو على دَقّاق ماهى « 1 » * وز اقليم ابو اسحق « 2 » شاهى
و بدينترتيب مسلّم مىشود كه خواجو در طريق تصوف ثابت قدم بوده است و از همينجاست كه نفوذ افكار صوفيانه و انديشههاى عارفانه را در غالب اشعار او لايح و آشكار مىبينيم .
از ميان معاصران خواجو ذكر نام حافظ درينجا ضرورتر و لازمتر از همه است زيرا بين اين دو استاد بزرگ همزمان ارتباط نزديك وجود داشت . خواجو كه بسال و تجربت شاعرى بر حافظ تقدّم داشت در مدتى كه مقيم شيراز بود چون دوستى كه سمت رهبرى داشته باشد بر انديشهء حافظ پرتو تعليم انداخته بود و به همين سبب است كه در ديوان خواجهء شيراز بسيار ابيات مىبينيم كه بتقليد يا باستقبال از غزلهاى خواجو ساخته و يا گاه معنى و لفظى از خواجو اقتباس كرده است « 3 » تا بجايى كه يكى از شاعران قريب بعهد حافظ گفته است :
استاد غزل سعديست نزد همهكس امّا * دارد سخن حافظ طرز غزلِ خواجو
هامش
( 1 ) - مقصود امين بليانى است كه از اعقاب ابو على دقاق بود . بشرح حالش در همين جلد از ص 868 ببعد مراجعه شود .
( 2 ) - يعنى ابو اسحق كازرونى كه پيشواى طريقت مرشديه است .
( 3 ) - شاعر دانشمند آقاى احمد سهيلى خوانسارى در مقدمهء ديوان خواجو شرح مفصل و سودمندى دربارهء موارد متعدد اقتباسات و استقبالهاى خواجه حافظ از خواجو آورده است .
بدان مقدمه از ص 47 تا ص 54 مراجعه شود .