اگر تو راه حق رفتى بسنّتهاى پيغمبر * احاديث تو چون قرآن هُدىً للمتّقين باشد « 1 »
تو چنان شاهى كه در منشور دولت درج كرد * عشق تو عشّاق را انْتُم على الحقِّ المُبين « 2 »
از تَوَكّلنا على اللّه نقش كن بر وى اگر * جامهء دينت خوهد از رنگ درويشى طراز « 3 »
هر كجا رفتم غمت پيش از من آنجا رفته بود * گفتم از دست غمت ايْنَ المَفَرّ بازآمدم « 4 »
و در بعض موارد هم ، كه البته نادرست ، گاه تمام يك مصراع وقف كلام عرب مىشود چنان كه درين دو بيت « 5 » :
تير دعاى من بنشانه نمىرسد * الرَّمىُ قد تَواتَرَ و السَّهمُ لا يُصيب
من داعى توام باجابت اميدوار * داعيكَ لا يُرَدُّ و راجيكَ لا يُخيب
و تركيباتى از قبيل مفردات نجوم « 6 » ، اظفار حور « 7 » ، امطار حزن « 8 » ، شمسهء حق اليقين « 9 » ، رقّ رقيق « 10 » ، صولجان ارجعى « 11 » ، و امثال اينها در ديوان او و پهلوى كلمات و تركيبهاى زيباى فارسى ديده مىشود . امّا به حق بايد گفت كه چون ازينگونه موارد بگذريم اشعار سيف از جملهء آثار خوب فارسى و گاه در فصاحت يادآور آثار شاعران بزرگ پيشين و حتى تا درجهيى متمايل بكهنگى است و بعيد نيست كه همين خاصيت سخن او يكى از علل
هامش
( 1 ) - ديوان ج 1 قصيدهء شمارهء 95 ص 212
( 2 ) - ديوان ج 1 قصيدهء شمارهء 64 ص 141
( 3 ) - ديوان ج 1 قصيدهء شمارهء 80 ص 178
( 4 ) - ديوان ج 1 قصيدهء شمارهء 69 ص 150
( 5 ) - ديوان ج 2 غزل شمارهء 74 ص 78
( 6 ) - ديوان ج 1 ص 37
( 7 ) - ديوان ج 1 ص 39
( 8 ) - ج 1 ص 59
( 9 ) - ج 1 ص 73
( 10 ) - ج 2 ص 289
( 11 ) - ج 3 ص 150