تمتّع بهر گوشهيى يافتم * ز هر خرمنى توشهيى يافتم
چو پاكان شيراز خاكى نهاد * نديدم كه رحمت برين خاك باد
توّلاى مردان اين پاك بوم * برانگيختم خاطر از شام و روم
بدل گفتم از مصر قند آورند * سوى دوستان ارمغانى برند
دريغ آمدم ز آن همه بوستان * تهىدست رفتن سوى دوستان . . .
اين كتاب بنام ابو بكر بن سعد زنگى است كه در ديباچه به دو تقديم داشته و در آن اين بيت مشهور را كه نشانهء اختصاص شاعر بدوران آن اتابك است گفته :
سزد گر بدورش بنازم چنان * كه سيّد بدوران نوشيروان
و علاوه بر اين در چند مورد ديگر از همين منظومه نام آن پادشاه تكرار شده است . سعدى در عهد اتابكى محمد بن سعد بن ابو بكر ظاهرا از نو در سعدىنامه نظر كرده و ابياتى در مدح اتابك محمد بر آن افزوده است :
اتابك محمد شه نيكبخت * خداوند تاج و خداوند تخت
جوان جوانبخت روشن ضمير * بدولت جوان و بتدبير پير
شمارهء ابيات اين منظومه در حدود چهار هزار است و تا كنون بارها جداگانه و همراه كليّات سعدى بطبع رسيده .
2 ) مجموعهء دوم از آثار منظوم سعدى قصائد عربى اوست كه اندكى كمتر از هفتصد بيت مشتمل بر معانى غنائى و مدح و نصيحت و يك قصيدهء مفصل در مرثيهء المستعصم باللّه است .
3 ) قصائد فارسى در موعظه و نصيحت و توحيد و مدح پادشاهان و صدور و رجال عهد كه پيش ازين بنام غالب آنان اشاره شده است .
4 ) مراثى كه مشتمل است بر چند قصيده در مرثيهء المستعصم باللّه و ابو بكر بن سعد ابن زنگى و سعد بن ابو بكر و امير فخر الدين ابى بكر كه بعيد نيست همان امير فخر الدين حوائجى وزير باشد ، و عزّ الدين احمد بن يوسف و يك ترجيعبند بسيار مؤثر در مرثيهء