تأثير نويينان و بخشيان و قسّيسان عيسوى با مسلمانان راه عناد مىپيمود و اين قوم مدعى بودند كه بر اثر همين بدانديشى و مخصوصا آزارهايى كه امام نور الدّين خوارزمى را در حال نماز كرده بود ، مرد « 1 » .
اين سختگيرى نسبت به مسلمانان گاه بوسيلهء آحاد مغول و تاتار و اويغور و جز آنان هم صورت مىگرفت تا تغيير دين دهند و بكيش بتپرستى درآيند « 2 » يا بوسايلى در قتل آنان سعى مىنمودند « 3 » و يا خانان را بدين كار برمىانگيختند « 4 » .
شگفت آنكه مؤلفان اسلامى اگرچه حملهء مغول را نشانهيى از غضب الهى و علامت آخر الزمان و موجب فناى اسلام مىدانستند ، در همان حال از تسلّى خود بر كنار نمىماندند و دل خود را بدين خوش مىداشتند كه آن هجوم وسيلهيى جديد براى نشر اسلام بود و ازين راه حديث پيغامبر كه گفته بود : « زويت لى الارض فاريت مشارقها و مغاربها و سيبلغ ملك امّتى ما زوى لى منها » با خروج لشكرى بيگانه [ يعنى غير مسلمان ] بحقيقت پيوست و دين اسلام در سرزمينهاى تازه كه سابقا همهء مردم آن بتپرست بودند رواج يافت و دستههاى بزرگ بيشمارى از مسلمانان كه از نواحى مختلف باسارت يا بپيشهورى و جانوردارى باقصاى مشرق برده بودند ، يا خود براى تجارت بدان نواحى رفته و سكونت اختيار كردند ، در مقابل بتخانها مساجد و مدارس ساختند و علماى اسلام در آنها بتعليم و تدريس و افادت علوم مشغول شدند ، و در مقابل هم عدهيى از بتپرستان و عيسويان و بودائيان زردپوست بدست مسلمين اسير گرديدند و در بلاد اسلام ماندند و قبول دين كردند « 5 » .
هامش
( 1 ) - طبقات ناصرى ص 690 - 694 .
( 2 ) - جهانگشا ج 1 ص 179 .
( 3 ) - منهاج سراج ص 695 - 696 .
( 4 ) - جهانگشا ج 1 ص 181 .
( 5 ) - جهانگشا ج 1 ص 9 - 10 .