تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
اين را مىشنود مىگويد چنين چيزى نمىشود چه خدا خود فرموده است :
« وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى » *
، ( معنى آن اين است كه گناه يكى را نمىشود از ديگرى مؤاخذه كرد ) . يك صحابى از آن حضرت روايت مىكند كه مردگان مىشنوند ، باز عايشه مىگويد خير نمىتوانند بشنوند ، زيرا خدا خودش مىگويد : «
إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى » *
( يعنى مردگان نمىشنوند ) . ابو هريره از پيغمبر روايت مىكند : خوردن چيزى كه از آتش پخته شده وضو را باطل مىكند . عبد الله مسعود مىگويد اگر اينطور باشد بايد از استعمال آب گرم تجديد وضو لازم بيايد . عبد اللّه بن عباس مىگويد : رسول اكرم در ليله معراج خدا را مشاهده نمود . صحابى ديگر صريحا مىگويد هرگز چنين چيزى نيست . . . در چنين شرايطى دشمنان اسلام ساكت نبودند .

سخن مخالفان

مخالفان اسلام مىگفتند بعضى از مطالب و مندرجات قرآن با موازين عقلى سازگار نيست . امام فخر رازى در تفسير كبير بعضى از آن اعتراضات را نقل مىكند : مثلا در قرآن مجيد در مورد واقعه‌يى ، از سليمان و مورچه ( سوره نمل آيهء 49 ) و هدهد ( سوره نمل آيهء 22 و 24 و 25 ) سخن گفته است . امام فخر رازى در تفسير كبير مىنويسد كه ملاحده اعتراضاتى بر آن به شرح زير كرده‌اند : 1 . هدهد و مورچه چگونه مىتوانند خردمندانه سخن گويند . 2 . سليمان كه در شام مىزيست چگونه از آنجا ، هدهد ، به يك طرفة العين به يمن رسيده و از آنجا برگشته است . 3 . دربارهء سليمان مىگويند كه او پادشاه تمام دنيا بوده و حتى بر اجنه هم حكومت داشته و با وجود اين ، نام و نشان مثل بلقيس حكمرانى هم ، بر او معلوم نبوده است ! 4 . بر هدهد ( پرندهء كوچكى است ) چگونه و از كجا اين مطلب معلوم شده كه سجده كردن بر آفتاب ناروا و موجب كفر است . . . » « 1 » ابن حزم و سكاكى و ديگر صاحبنظران عالم اسلام ، نيز اعتراضات ملحدين و مخالفين اسلام را ذكر كرده‌اند ولى فخر رازى پيش از ديگران در اين زمينه بحث كرده است :
هامش
( 1 ) . نقل و تلخيص از تاريخ علم كلام ، پيشين ، ص 132 به بعد .