فى علم الكلام ، تأليف كرد . . . » « 1 »
ايرانيان و علم كلام
ايرانيان از ديرزمان به علوم عقلى علاقمند بودهاند . . . و خرد و انديشه را بسيار ارج مىنهادند و در تحليل مسائل جهانشناسى و جهانبينى ، انديشه را بهكار مىبردند و بر خرد استناد مىجستند . پناه يافتن فيلسوفان يونانى به ايران در زمان انوشيروان ، آنگاه كه « ژوستى نين » مدارس آتن را بست دليل وجود جوّ علمى و محيط فلسفى در ايران بوده است . نويسندگان اسلامى تصريح كردهاند به اين كه علوم عقلى در ايران وجود داشته ولى دستبرد حوادث آن را از بين برده است . مسعودى مىگويد : از ايرانيان بايد كسب علم و معارف كرد هرچند آثارشان از ميان رفته زيرا آنها در هر قسمتى مقدم و برتر هستند .
ابن طيفور نقل مىكند كه از مردى بهنام عمرو عتابى كه كتابهاى فارسى كتابخانههاى مرو و نيشابور را استنساخ مىكرد پرسيد كه چرا اين كتابها را رونويسى مىكنى ، او پاسخ داد « هل المعانى الّا فى لغة العجم ، اللغة لنا و المعانى لهم » معانى و بلاغت جز در زبان فارسى نيست . زبان از ماست و معانى از ايشان است . . . روش تحليلى مسائل كلامى ايرانيان قديم را مىتوان در كتابهايى مانند دينكرت و بندهش و شكند گمانيك ويچار جستجو كرد . پس از اسلام ، ايرانيان سهم بزرگى در بهوجود آوردن و توسعه بخشيدن به علم كلام دارند . . . و بزرگترين پايهگذاران مكتبهاى مختلف كلامى اسلامى ايرانى بودهاند . . . » « 2 »
رشد تدريجى علم كلام
« پس از تأسيس دولت عباسى و توجه به ترجمه كتب ملل غيرعرب و انتشار مؤلفات حكمتى و منطقى يونانى و مقالات مذهبى ملل غيرمسلمان ، افكار خارجى ، و يك نوع طرز فكر و استدلال تازه در ميان مسلمين شيوع يافت ، و اين عامل مهم كه حتى در آخر دورهء بنى اميه هم بهوسيله معاشرت مسلمين با ملل غيرمسلمان و بحث و مناظره با ايشان بروز كرده بود ، در اين دوره به تدريج قوت گرفت و مخالفت فرق اسلامى را با يكديگر بيش از پيش شدت داد .
از يكطرف كتب مانى و مرقيون و ابن ديصان در ايام خلافت مهدى ( 158 - 169 ) در
هامش
( 1 ) . مأخوذ از همان كتاب ، ص 138 .
( 2 ) . همان كتاب ، ص 138 .