و همانطور كه به حكم احتياج نحو و لغت و تفسير و بلاغت و ديگر صنايع ادبى ايجاد و مدوّن گرديد علماى اسلام براى نجات و رهايى عالم اسلام از حملهء بىامان ملحدين و فلاسفه ، به تدوين علم كلام همت گماشته و بر آن شدند كه از راه منطق و استدلال دين اسلام را از خطر حملهء الحاد و استدلالهاى منطقى رهايى بخشند . مهدى ( پدر هارون الرشيد ) كه در سال 158 بر مسند خلافت نشسته بود از علماى اسلام خواست كه بر شبهات و ايراداتى كه به مذهب اسلام وارد مىكنند جوابهاى كافى و شافى بنويسند .
مسعودى در مروج الذهب مىنويسد : و كان المهدى اوّل من امر الجدليين من اهل البحث من المتكلّمين بتصنيف الكتاب على الملحدين .
در زمان مأمون ، وقتى كه معتزله در فلسفه مهارت حاصل كردند ، روى مذاق و مشرب فلسفى ، به تدوين فن كلام پرداختند . شهرستانى در ملل و نحل در تأييد اين معنى مىنويسد : ثم طالع بعد ذلك شيوخ المعتزله كتب الفلاسفه حين فسرت ايّام المأمون و خلطت مناهجها بمناهج الكلام . . . »
علل پيدايش و رشد علم كلام
از قرن دوم هجرى به بعد در نتيجهء ترجمه آثار فلاسفهء يونان و شكفتگى تمدن اسلامى عدهيى از متفكرين و صاحبنظران در صحت اديان و مذاهب و آسمانى بودن كتب دينى ترديد كردند .
در اين موقع مذهب ، به علم « الهيات » يا « كلام » و تئولوژى
( Theologie )
براى اثبات عقلانى بودن احكام و مقررات مذهبى دست مىزند . در ايران عهد ساسانى نيز وقتى دين زرتشت در مقابل رديّههاى نسطويان ، يهوديان و ملحدين قرار گرفت بر آن شد كه از طريق استدلال ، مذهب زرتشتى را از خطر نيستى و شكست ، رهايى بخشد . ولى در حقيقت استدلال سفسطهآميز متكلمين نيز نتوانست پژوهندگان سرسخت را قانع كند . و مذهب زرتشت را از شكست قطعى رهايى بخشد .
تعريف علم كلام بهنظر فارابى و ديگر دانشمندان
دانشمندان اسلامى تعريفهاى گوناگونى از علم كلام نقل كردهاند از جمله ابو نصر فارابى ، متوفى به سال 339 مىگويد : علم كلام ، علمى است كه آدمى را توانا مىگرداند كه آراء و افعال معينى را كه واضع شريعت بر آنها تصريح كرده است يارى كند و آنچه را كه با آنها مخالفت دارد رد نمايد . . . » « 1 »
هامش
( 1 ) . احصاء العلوم ، ص 107 .