تمام مملكت آن روز زيرورو گردد * كه قهر ملت با زور روبرو گردد
به خائنين زمين آسمان عدو گردد * زمان كشتن افواج مردهشو گردد
بسيط خاك ز خون پليدشان رنگين * وزير عدليهها بر فراز دار روند
رئيس نظميهها سوى آن ديار روند * كفيل ماليهها زنده در مزار روند
وزير خارجهها از جهان كنار روند * كه تا نماند از ايشان نشان به روى زمين
بساط بيشرفى ز آن سپس خورد برهم * رسد به كيفر خود نيز قاتل مريم
سپس چو گشت خريدار مردهشويان كم * دگر نماند در اين مملكت از اين قبيل آدم
همى شود دگر ايران زمين بهشت برين * دگر در آنگه ، وجدانكشى هنر نبود
شرف به اشرفى و سكههاى زر نبود * شرف به دزدى كف رنج رنجبر نبود ،
شرف به داشتن قصر معتبر نبود * شرف نه هست درشكه نه چرخهاى رزين
اينك تابلوى مرگ مريم از اين منظومه :
روز مرگ مريم :
دو ماه رفته ز پاييز و برگها همه زرد * فضاى شمران از ياد مهرگان پر گرد
هواى دربند از قُرب ماه آذر سرد * پس از جوانى پيرى بود ، چه بايد كرد ؟
بهار سبز به پاييزِ زرد شد مُنْجَر * به تازه اول روز است و آفتاب به ناز
فكنده در بن اشجار سايههاى دراز * روان به روى زمين برگها ز باد اياز . . .