مولوى گويد :
گفت پيغامبر بتمييز كسان * مرء مخفى لدى طى اللّسان
و در آداب سخن گفتهاند : اول سلام ، آنگاه سخن - السلام قبل الكلام و در اداء سخن دقت فراوان بايد كرد تا تناقض و تعارضى در گفتار مسموع نيفتد كه گفتهاند : كه قاضى از پس اقرار نشنود انكار .
راجع به ارزش و مقام سخن بزرگان علم و ادب سخنهاى جالب و حكمتآميز گفتهاند . از جمله فردوسى فرمايد :
سخن تا نگويى توانيش گفت * ولى گفته را باز نتوان نهفت
سخن تا نگويى بود زير پاى * چو گفتى ورا بر سَرِ تُست جاى
*
سخن همچو مرغيست كش دام « كام » * نشيند به هرجا چو بجهد ز دام
( گرشاسبنامه اسدى ) « 1 »
و مولوى در قصه بازرگان و طوطى ، به مقام « سخن » اشاره مىكند :
من پشيمان گشتم اين گفتن چه بود * ليك چون گفتم پشيمانى چه سود
نكتهء كان جَست ناگه از زبان * همچو تيرى دان كه آن جَست از كمان
وانگردد از ره آن تير اى پسر * بند بايد كرد سيلى را ز سَر
چون گذشت از سر جهانى را گرفت * گر جهان ويران كند نبود شگفت
*
اى زبان هم آتش و هم خرمنى * چند اين آتش درين خرمن زنى
در نهان ، جان از تو افغان مىكند * گرچه هرچه گوييش آن مىكند
اى زبان هم گنج بىپايان تويى * اى زبان هم رنج بىدرمان تويى
هم صفيرُ خدعهء مرغان تويى * هم انيس وحشت هجران تويى
چند امانم مىدهى اى بىامان * اى تو زِه كرده به كين من كمان
برترى قلم بر شمشير : دبيران در دوران بعد از اسلام مخصوصا در دربار سلاطين و خلفا و فرمانروايان مقام و موقعيت حساسى داشتند ، تا آنجا كه عوفى مىنويسد : « هيچ صناعتى از حرفت دبيرى شريفتر نيست ، كه دبيران محرم اسرار ملوك و ناظم امور دولتها باشند . و آنك بنوك اقلام خود كفايت « 1 » كنند ، به حد حسام « 2 » مكفى نشود . . . »
هامش
( 1 ) . انجام دهند .
( 2 ) . شمشير .