تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
آورده‌اى در آن وقت ، دوچندان مال از اين مبلغ كه دارى اختيار كن و باقى بگذار . بازرگان گفت : آنچه پادشاه فرمود ، به غايت صواب است و از مصلحت دور نيست . اما آنچه آورده بودم و در شهر تو به باد رفت ، اگر پادشاه دوچندان باز توان داد ، ترك همه مال گرفتم . نوشروان گفت : اى شيخ ، در اين شهر چه آورده‌اى كه باز نتوانم داد ؟ گفت : اى ملك ، جوانى آورده بودم و اين مال به دو كسب كرده ، جوانى به من بازده و تمامت مال من بازگير . نوشروان از اين جواب لطيف متحيّر شد ، و او را اجازت داد تا به سلامت برفت . و بعد از آن نوشروان طريق معدلت مسلوك داشت و به بركات سير حميده دلهاى خلق را صيد كرد . « 1 » »

استاد سخن سعدى شيرازى

سرگذشت سعدى

ابو عبد اللّه مشرف بن مصلح شيرازى متخلص به سعدى افصح شعراى ايران و زنده‌كننده سبك روان نظم و نثر فارسى است . وى در دهه اول يا دوم قرن هفتم هجرى يعنى در اواخر قرن 12 ميلادى در شيراز ، تولد يافت و پس از فراگرفتن علوم مقدماتى در شيراز در نظاميه بغداد يعنى در بزرگترين مركز علمى و فرهنگى آن روزگار علوم و اطلاعات خود را وسعت بخشيد و در مراجعت به شيراز از بركت قريحه و استعدادى كه داشت در صف خواص كشور درآمده و تخلص خود را از نام ابو بكر بن سعد بن زنگى گرفته است . سعدى در دوران كودكى ، پدر خود را از دست داد چنان كه مىگويد :
مرا باشد از حالِ طفلان خبر * كه در طفلى از سر برفتم پدر من آنگه سَرِ تا جور داشتم * كه سر در كنار پدر داشتم
اجداد او نيز جملگى اهل علم و مقتداى مذهبى بودند .
همه قبيلهء من عالمان دين بودند * مرا معلم عشق تو شاعرى آموخت
بطورىكه از آثار سعدى برمىآيد به‌علت حمله مغول و وضع آشفتهء آن دوران ، وى بسفرهاى دور و درازى دست زده كه از سى تا چهل سال به طول انجاميده . هنگامىكه
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 80 تا 81 .