و علاء الدوله سمنانى از مشايخ صوفيان كه در قرن هشتم وفات يافته از تأثير و نفوذ انديشههاى عطار و مولوى چنين گفته :
سرّى كه درون دل مرا پيدا شد * از گفتهء عطار وز مولانا شد
اين گونه اشعار تنها اشارهايست به تأثير عميقى كه عطار ، در قلوب شمار بزرگى از صاحبدلان و سخنوران بعد از خودش كرده كه پرتو آن حتى به سعدى و حافظ هم رسيده است . . . تاليفات عطار از نظم و نثر بسيار و شماره آن را به عدد سورههاى قرآن ، 114 كتاب نوشتهاند ، چنان كه در كتاب مجالس المومنين آمده :
همان خريطهكش داروى فنا عطار * كه نظم اوست شفابخش عاشقان حزين
مقابل عدد سورهء كلام نوشت * سفينهاى عزيز و كتابهاى گزين
در هر صورت آثار شيخ بسيار بوده ، بطورىكه برخى او را از اين حيث طعنه زده و به پرگويى متصفش دانستند . - وى كه از اين طعن و اعتراض آگاهى داشت در مقام دفاع از خود گفت :
كسى كه چون منى را عيبجوى است * همين گويد كه او بسيار گوى است
و ليكن چون بسى دارم معانى * بسى گويم تو مشنو ، مىتوانى
« در واقع نظر شيخ موافق دعوى خود متوجه به معانى بوده و هريك از تصنيفات خود را براى توجيه مطالب عرفانى ساخته ، حتى در اين راه بسا فصاحت لفظ را فداى اداى معانى نموده و اشعار ناروا و نازيبا هم سروده است و در اين شوق به معنى ، از رسوم و متعارفات شعرى در گذشته است » « 1 »
گاه عطار انديشههاى عرفانى را يكسو نهاده به بيان واقعيات و محسوسات و توصيف زيبائيهاى طبيعت و مناظر دلنشين باغ و بوستان مىپردازد :
بادِ شمال مىرسد جلوهء نسترن نگر * وقت سحر ز عشق گل ، بلبل نعرهزن نگر
سبزه تازهروى را نوخط جويبار بين * لاله سرخروى را ، سوختهدل چون من نگر
خيرى سرفكنده را در غم عمرِ رفته بين * سنبل شاخشاخ را مروحهء « 2 » چمن نگر
ياسمن لطيف را همچو عروسِ بِكر بين * باد مشاطه فعل را جلوهگر سمن نگر
نرگس نيم مست را عاشق زردروى بين * سوسن شيرخواره را آمده در سخن نگر
هامش
( 1 ) . رضازاده شفق : تاريخ ادبيات ايران ، پيشين ، ص 125 به بعد .
( 2 ) . بادبزن