از هركه بُوَد پند شنودن بايد * با هركه بود رِفق نمودن بايد
بدكاشتن و نيك درودن نايد * زيراكه همه كِشته دُرودَن بايد
اصل كليله و دمنه به زبان « سانسكريت » بود . و ايرانيان از زبان هندى به زبان فارسى درآوردهاند بهاينترتيب كه برزويه طبيب به امر انوشيروان به هندوستان مىرود و پس از تحمل مشكلات گوناگون و صرف مال ، كتاب كليله و چند اثر ديگر را به ايران مىآورد ، اين آثار به زبان پهلوى ترجمه مىشود تا سرانجام ابن مقفّع فيلسوف و پژوهندهء نامدار ايرانى آن را به عربى ترجمه مىكند ، بعدها اين كتاب مورد توجه جهانيان قرار گرفت و به زبان عبرى ، اسپانيولى و ايتاليايى ترجمه گرديد ، نخستين كسى كه اين كتاب را به نظم عربى درآورد ابان ابن عبد الحميد لاحقى از ايرانيان و از پيوستگان خاندان برامكه بود . ولى نسخهء منظوم لاحقى از ميان رفته است بعد از او عدهيى از ارباب فضل به نظم و ترجمه اين كتاب همت گماشتند .
از ايرانيان نخستين كسى كه كليله و دمنه را منظوم ساخت ، رودكى شاعر است كه به امر نصر بن احمد و محمد بلعمى وزير دانشپرورش به اين كار همت گماشت ، بهاين ترتيب كه مترجم كليله عربى ، ترجمه فارسى را بر رودكى مىخواند و رودكى به نظم درمىآورد ، چنان كه فردوسى به اين معنى اشاره مىكند :
گزارنده « 1 » را پيش بنشاندند * همه نامه بر رودكى خواندند
به پيوست « 2 » گويا پراكنده را * بِسُفت اينچنين دُرِّ آكنده را
نسخهء منظوم رودكى متاسفانه از دست رفته فقط بعضى از اشعار آن در كتابها به يادگار مانده است اكنون نخستين بيت كليله و دمنه و شعرى از رودكى را كه در مقام و ارزش دانش سروده ذكر مىكنيم :
هركه نامُخت « 3 » از گذشت روزگار * هيچ ناموزد ز هيچ آموزگار
تا جهان بود از سَرِ آدم فراز * كس نبود از راه دانش « 4 » بىنياز
مردمانِ بِخرَد ، اندر هرزمان * راهِ دانش را بهرگونه زبان
گِرد كردند و گرامى داشتند * تا به سنگ اندر همى بنگاشتند
هامش
( 1 ) . مترجم
( 2 ) . به نظم آورد
( 3 ) . نياموخت
( 4 ) . نقل به انتخاب از كليله و دمنهء بهرامشاهى ، به تصحيح مرحوم عبد العظيم قريب ، چاپ سوم ، 1316 شمسى ، ص 41 - 54 و چاپ مجتبى مينوى ، تهران 1343 ص 44 - 58 .