بىمرد مضبوط نشود و مرد بىمال قائم نگردد و مال بىعمارت به دست نيايد و عمارت بىعدل و سياست ممكن نگردد .
براى آنكه بيشتر به تاثير و نفوذ اين كتاب در ادبيّات فارسى واقف گرديم يادآور مىشويم كه « حتى شيخ اجل ، سعدى شيرازى نيز گاهى به مضامين و معانى و انشاء كليله و دمنه توجّه داشته و بعضى از آنها را در كتاب گلستان با فصاحتى بيشتر درج كرده است ، مانند اين عبارت كليله و دمنه : « چه مال بىتجارت و علم بىمذاكرت و ملك بىسياست پايدار نباشد . »
سعدى در باب هشتم گلستان در تاييد اين معنى فرموده است : « سه چيز پايدار نماند : مال بىتجارت و علم بىبحث و ملك بىسياست . »
بسيارى ديگر از نويسندگان از منتخبات وى نيز استفاده كرده و امثال و اشعار فارسى و عربى كتاب كليله و دمنه را در تاليفات خود به مناسبت ، درج نمودهاند . » « 1 »
ابو المعالى در انتخاب بهترين اشعار مسعود سعد ، سنائى غزنوى ، و ديگر شعرا ذوق ادبى خود را نشان داده است :
از اشعار مسعود سعد :
نَشَوَم خاضِع عَدو هرگز * گرچه بر آسمان كند مَسكَن
باز گنجشك را بَرَد فَرمان * شير روباه را نِهَد گَردن
با همت باز باش و با كِبر پلنگ * زيبا به گَهِ شكار و پيروز به جنگ
كم كُن بَرِ عندليبُ و طاوُس درنگ * كانجا همه بانگ آمد و اينجا همه رنگ
از اشعار سنايى :
از گران سَنگى ، گنجورِ سپهر آمده كوه * وز سبكبارى بازيچهء باد ، آمد خَس
باد بيرون كن زِ سَر تا جمع گردى بهر آنك * خاك را جز باد نتواند پريشان داشتن
كى توان از خلق متوارى شدن پس برملا * مشعله در دست و مشك اندر گريبان داشتن
چون بپوئى راه ، دانى چيست علم آموختن * چون بجوئى عدل ، دانى چيست كيهان داشتن
جانِ باقى بىدَمِ عيسّىِ مريم يافتن * چوبدستى بىكفِ موسى عمران داشتن
از ابو الفرج رونى :
عضوى ز تو گر دوست شود با دشمن * دشمن دو شُمَر تيغ دو كش زخم دوزن
هامش
( 1 ) . عبد العظيم قريب : منتخب كليله و دمنه ، ناشر كتابخانه مركزى ، سال 1337 ص « ط »