.
رعد
: الرَّعْد : غرّش و صداى ابرها .
روايت شده - رعد « 1 » - فرشتهاى است كه ابرها را مىراند .
مىگويند : رَعَدَتِ السّماءُ و بَرَقَتْ و أَرْعَدَتْ و أَبْرَقَتْ - و نيز رعد و برق كنايه از ترساندن است .
صَلَفٌ تَحْتَ رَاعِدَة : لاف و گزافى در لواى سر و صداى زياد و در بارهء كسى به كار مىرود كه مىگويد و تحقيق نمىكند .
رِعْدِيد : ترسوى لرزان و مضطرب .
أُرْعِدَتْ فَرَائِصُهُ خَوْفاً : بند بندش از ترس مىلرزيد .
رعى
: الرَّعْي : در اصل نگهداشتن حيوان است يا با غذايى كه جانش را حفظ كند يا با دور كردن دشمن از او .
مىگويند : رَعَيْتُهُ : حفظش كردم .
أَرْعَيْتُهُ : گذاشتم تا بچرد و چراندمش .
الرِّعْى : علف و خوراك حيوان .
مَرْعَى : چراگاه .
خداى تعالى گويد : (
كُلُوا وَ ارْعَوْا
أَنْعامَكُمْ - 54 / طه ) .
هامش
( 1 ) بديهى است سراسر جهان ، پهنه كارگزاران الهى است كه مجريان نواميس و قوانين خلل ناپذير آفرينشاند و تمام عرصهء گيتى حتّى به اندازهء يك اتم خالى از اين حقيقت نيست و به گفتهء آن دانشمند علوم تجربى : در عالم خلاء وجود ندارد . بنابراين فرشتگان همان كارگزاران الهىاند هر چند كه از ديدهء محدود و ناقص ما پوشيده باشند چنان كه در جو زمين و هر متر مكعّب از هوا شايد ميليونها موجود جاندار وجود دارد كه جز با چشم مسلّح ديده نمىشوند ، ديدن كارگزاران الهى نيز با ديد دل دريافته مىشوند و باور داشتن بوجود آنها همان ايمان به غيب است يعنى ايمان به حقايقى كه توان ديد محدود ما ياراى ديدن آنها را نداشته باشد ، مثل روح كه مورد قبول تمام علماء الهى و غير الهى است - و از آثار آن شناخته مىشود .