فصل هفتم بحثى كلى در پيرامون مسائل جنسى
يكى از مسائل اجتماعى ايران كه به حكايت مدارك تاريخى از ديرباز تا عصر ما ، موجب بروز ناراحتيهاى روحى و جسمى و ظهور عقدههاى گوناگون روانى گرديده ، مشكل غريزهء جنسى است .
در مملكت ما كارشناسان مسائل اجتماعى ، مربيان ، خانوادهها و مسئولين امور بهداشتى و تعليم و تربيت عمومى ، مسائل و مشكلات جنسى را از نظرگاههاى مختلف ، مورد مطالعه و بررسى قرار ندادهاند و مانند بعضى كشورهاى اروپايى ، روش خاصى براى تسكين اين غريزه و راه صحيحى براى مبارزه با عوارض ناشى از محروميتهاى جنسى اتخاذ نكردهاند .
يكى از دانشمندان اروپايى كه در اين زمينه تحقيقات جامعى به عمل آورده است ، فرويد اطريشى است ، البته امروز ، علمى بودن نتايج بررسيهاى فرويد ، مورد شك و ترديد است . وى در آثار خود به اولياء اطفال و روانكاوان توصيه مىكند ، كه حتى الامكان ، عواطف و تمايلات كودكان را جريحهدار نسازند و به آنان اجازه و فرصت بدهند ، كه عواطف و تمايلات خود را به منصهء ظهور و بروز برسانند ، به عقيدهء فرويد ، تنها از اين راه مىتوان از ايجاد محروميتزدگى و بيماريهاى روانى اطفال جلوگيرى كرد .
دانشمندان غرب سالهاست كه مسائل جنسى را بهعنوان يك واقعيت عينى مورد مطالعه قرار داده و در پيرامون آن كتابهاى متعدد نوشتهاند . دو كتاب نفيسى كه كينسى « 1 » دربارهء زندگى جنسى زن و مرد نوشته و آمارى كه در اينباره به دست داده است ، نشان مىدهد كه در ممالك غربى بحث و كنجكاوى در مسائل جنسى نهتنها جرم و گناه شمرده نمىشود ، بلكه
هامش
( 1 ) -Kinsey