به اين ترتيب ، نخستين خليفهاى كه بيت المال را تأسيس كرد عمر بود . » « 1 » و در حقيقت ، او براى عدهاى از سران عالم اسلامى حقوق و مقررى سالانه معين كرد .
« در ديوان عمر ، مقررى سالانهء هريك از مسلمانان چنين تعيين شده است :
1 ) هريك از مهاجرين و انصار كه در واقعهء بدر كبرى شركت داشتند ، سالى 5000 درهم
2 ) هريك كه شركت نداشتند سالى 4000 درهم
3 ) هريك از زنان پيغمبر سالى 12000 درهم
4 ) عباس عموى پيغمبر سالى 5000 درهم
5 ) حسن و حسين سالى 3000 درهم
6 ) عبد اللّه پسر عمر سالى 2000 درهم
7 ) هريك از فرزندان ( پسر ) مهاجرين و انصار سالى 800 درهم
8 ) هريك از اهالى مكه سالى 800 درهم
9 ) ساير مسلمانان سالى 300 الى 500 درهم
10 ) زنان مهاجرين و انصار سالى 200 الى 600 درهم
علاوه بر اين ، عمر جيره و حقوقى هم براى خانوادهء نفرات مىپرداخت . در زمان معاويه ، اين مقررى دو برابر شد ؛ چه معاويه سپاهيان را با پولى زياد به خود جلب مىكرد و از آنرو ، به شصت هزار سپاهى سالى شصت مليون درهم حقوق مىپرداخت ؛ يعنى هركدام هزار درهم مىگرفتند .
و چون قبايل يمن بيش از ساير قبايل با معاويه همراهى مىكردند ، معاويه يك هنگ هزار نفرى از آنان ترتيب داد و حقوق بالنسبه گزافى براى آنها مقرر داشت ، چه كه بعد از خلفاى راشدين ، شور جهاد و عقايد دينى ، بتدريج ، خاموش شده بود و بيشتر براى پول و غنيمت جنگ مىكردند .
معاويه كه اين را درك كرده بود بر ميزان حقوق مىافزود تا مردم به دور او جمع آمدند . معاويه سپاهيان را تنها با پول و مزاياى مادى به خود جلب نمىكرد بلكه دشمنان و مخالفين خود را نيز بدين وسيله رام مىساخت ؛ مخصوصا دوستان على را بيشتر با پول مىفريفت . مثلا معاويه به نعمان بن بشير ، والى كوفه ، دستور داد كه ده دينار بر حقوق مردم كوفه بيفزايد ؛ چه ، مىدانست مردم كوفه از دوستان على ( ع ) هستند اما نعمان منظور اصلى معاويه را درك كرده از اجراى دستور سرباز زد .
بنابر آنچه گذشت ، حقوق سپاهيان در زمان خلفاى راشدين كمتر از زمان بنى اميه بود و در زمان عباسيان هم نسبت به زمان امويان نقصان يافت . زيرا بنى اميه براى مبارزه با مخالفين خود ، سپاهيان را بوسيلهء پول جلب مىكردند ولى عباسيان چنان منظورى نداشتند . با اين حال ، به گفتهء ابن خردادبه ، كمترين حقوقى كه خلفاى عباسى به سپاهيان مىدادند از مقررى عادى سپاهيان رومى بيشتر مىشد ، چه سپاهى رومى بيش از 12 تا 18 دينار حقوق ( سالانه ) نداشت و برعكس سپاهيان اسلام كه بطور سالانه يا ماهانه يا سالى دوبار و سهبار ، بطور مرتب ، حقوق مىگرفتند ، آنان سه يا چهار سال يك مرتبه به حقوق خود مىرسيدند .
در اواخر دورهء عباسيان ، كه دستگاه خلافت رو به انقراض و انحطاط مىرفت ، حقوق سپاهيان عقب مىافتاد و هر خليفهاى كه مىتوانست حقوق آنان را بپردازد بيشتر بر مسند خلافت
هامش
( 1 ) . همان . ج 1 ، 109 - 108 ( به اختصار ) .