خورشيد زد علامت دولت به بام تو * تا گشت دولت از بن دندان غلام تو
راوندى در راحة الصدور در مدح غياث الدين كيخسرو سلجوقى گويد :
« رايت سلطنت غياث الدين چون طلوع صبح صادق ، پرتو به هرطرف رساند و تيغ آبدار جان شكارش چون تيغ آفتاب جهانگشا باد . » « 1 »
در دورهء صفويه نقش شير و خورشيد در واقع علامت رسمى دولت ايران گرديد ، بهطورى كه توماس هربرت انگليسى كه در سنهء 1036 ه ق . سفرى به ايران كرده در سفرنامهء خود متذكر مىگردد ، در واقع شيخ جنيد پدربزرگ شاه اسماعيل بود كه علامت شير و خورشيد را پذيرفت .
در بين سلاطين صفوى ، پادشاهى كه روى بيرق و علم خود نقش شير و خورشيد نداشته و روى سكهء مسى خود نيز پيكر شير و خورشيد نقش نكرده است شاه اسماعيل صفوى است ، بيرقهاى وى سبز و بالاى علم نيز شكل ماه داشته است . قاسمى گنابادى در توصيف علمهاى او گويد :
علمهاى سبزش ستون سپهر * مه رايت آيينهء ماه و مهر
ژانشاردن فرانسوى كه از ( 1664 تا 1677 ه » دوبار به ايران سفر كرده و سفرنامهء جالبى دربارهء ايران نوشته است ، بيرق شير و خورشيد و ساير علمهاى عهد خود را چنين توصيف مىكند :
« بيرقهاى آنها نوك باريك مىباشد ، و به همه رنگها با پارچههاى قيمتى ساخته مىشود . روى اين بيرقها ، يا آيههاى قرآن مىنويسند يا شير و ذو الفقار على ، و يا شيرى كه خورشيد طالعى بر پشت دارد نقش مىكنند . يكى از مهمترين مشاغل و مناصب دولتى در ايران منصب « علمدارباشى » است . » « 2 »
. . . سرجان ملكم دربارهء علامت شير و خورشيد بر بيرقهاى ايران مىنويسد : « سلاطين ايران هم از قرنهاى بسيار صورت شير و خورشيد را مخصوص خود مىشمردند . . . اين صورت در سكهء يكى از سلاطين سلاجقهء قونيه ديده شده است . چون هلاكو اين سلسله را تمام كرد ، احتمال دارد كه خود يا اعقاب او اين نقش را به علامت اين فتح اختيار كرده و از آن به بعد يكى از نشانهاى معروف ايران شده باشد . »
در پرچمهاى دورهء قاجاريه نخست شير را به حال نشسته تصوير مىكردند . ولى بعدها شير ايستاده و خورشيد را در حال طلوع در پشت آن نشان مىدادند . شاعر گمنامى در عهد فتحعليشاه مىگويد :
« ايران كنام شيران ، خورشيد شاه ايران * زانست شير و خورشيد نقش درفش دارا « 3 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 75 به بعد .
( 2 ) . همان ، ص 104 به بعد .
( 3 ) . همان كتاب ، ص 119 به بعد .