به محل است ] . اين رقعه جهت وى نوشته شد « 1 » :
بعد از عرض عبوديت ، معروض مىدارد كه اگرچه آدم صفى به يافتن « 2 » گندم از جنت اعلى
وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى
« 3 » گرفتار شد ، بر بنده از نايافتن گندم عرصهء بهشت آئين دنيا زندان دوزخ گشته . [ رباعى ] :
گرچه آدم ز خوردن گندم * جنت عدن را ز دست بهشت
من ز بىگندمى چنان شدهام * كه دمى مانده تا رسم به بهشت
گاهى كه اين فقير را آرزوى گرنج « 4 » مزعفر « 5 » مىشود دانههاى سيم سرشك بر رخسار زعفرانى مىريزد ؛ و چون شوق ماش و برنجش به رنج مىدارد ، پنجهء حسرت در محاسن سياه و سفيد مىزند [ و ] در پيش مهمان جز شرمندگى و انفعال نمىكشد و بر خوان تنهائى جز طعمهء غصه و ملال
( 22 . b )
نمىچشد . [ بيت ] :
ذكر فلك به خير كه از خوان او مرا * شمسى مهر چاشت بود قرص ماه شام
[ بيت ]
آستانت جنت و من آدم گندم طلب « 6 » * روزى آدم ز جنت شايد ار گندم دهى « * »
عوارض عذاب از جناب جنتمآب بعيد باد .
مولانا سعد اللّه ساغرجى فرمودند كه : مرا مصاحبى است در تاشكند و كاتب است ، از براى وى مكتوبى مىبايد . جهت وى نوشته شد « 7 » :
هامش
( 1 ) -P: هو الانشاءT: + رقعه .
( 2 ) -C،B 2: بنا يافتن .T: ورقb59 : ؟ ؟ ؟ تاپماقى بيله .
( 3 ) - قرآن سورهء 20 آيهء 119
( 4 ) -C،B 2،T: برنج .
( 5 ) -A: بزعفر .
( 6 ) -P:
گندم صفت .
( 7 ) -P: مىبايد نوشت ، هو الانشا .
( * ) س 16 : روزئى آدم ز جنت شايد از گندم دهى .