مجموع مشعر است به كميت عدد مطلوب .
مولانا ميركاء « 1 » بخارى به مولانا قزيلى مكتوب فرمودند [ كه : مدتى است كه مىخواهم كه به مولانا قزيلى مكتوبى نويسم به بخارا و آن ميسر نشده ، اگر آن ميسر شود مناسب مىنمايد . اين مكتوب جهت او نوشته شد « 2 » ] :
قصيدهء ثنائى كه مطلع غرايش موشح به حروف بدايع وفا و محبت باشد و قطعهء دعائى كه مقطع دلآرايش مزين به صنوف صنايع صدق و مودت باشد ، به جايزهء قبول و صلهء « 3 » مطالعهء جناب مبدع البدايع مخترع الروايع نظام عقود جواهر الابيات صراف نقود زواهر الكلمات ، المختص بقوة الملكات « * » و المشاعر ، الممتاز بالحدس الكامل و فهم الوافر
بلبل باغ معانى آنكه در لطف بيان « 4 » * طوطيان شكرستان سخن را كرده لال
اعنى جناب فضايلمآب مولانا قزيلى « 5 » ادام اللّه نفايس اشعاره البديعه و زاد بين البلغاء نتايج افكاره النجيعه مشحون و مقرون باد . بعد هذا ، انهاى « 6 » ضمير منير آنكه تا اين محنتزدهء پريشانحال ، به واسطهء بخت سريع الانتقال و اقبال قريب الارتحال ، از سلك دوستانى كه مانند اجزاى عقد نظم
( 22 a )
بههم مشاكل و متقارب بودند ، به تقطيع افاعيل فراق جدا گشته و از هزج دلگشا و رمل غمزدا كه مثمر حظ وافر « 7 » و فيض كامل است محروم مانده ، هردم غم جديد و الم مديد روى مىنمايد . غرض از تأسيس اين مبانى آنكه « 8 » پيروى اهل وفا نموده ، اين دخيل نايرهء محنت را كه از
هامش
( 1 ) -T،T 2،C،B: 369 ، 132 ميركاو .
( 2 ) - درA: بجاى كلمات داخل كروشه اين جمله قرار دارد : آن مكتوب اين است .
( 3 ) -T: وصيلهء .
( 4 ) -A: لطف و بيان .
( 5 ) -A: مولانا فلانى .
( 6 ) -A: آنها .
( 7 ) -A: حظ اوفر .
( 8 ) -A: آنكه دمى .
( * ) س 9 : المكلمات