چرخكارى كمالش به مرتبهاى است كه تا استاد كارخانهء ازلى طاس نقره كوب فلك را چرخكارى نموده و آفتابهء زرين آفتاب و طشت سيمين ماه را « 1 » به خاكستر سپهر از زنگ و تيرگى خسوف و كسوف عدم زدوده و گرد خوان « * » زرنشان گردون را به آتش شفق پرداخته و به سفيدهء صبح صادق قلعى ساخته ، مثل وى هنرمندى بر كرسى هنرمندى ننشسته . غرض از تمهيد اين مقال آنكه استاد حسين مسگر كه هنوز مس وجودش به پتك رياضت اندامى نيافته و ساغر استعدادش در كارخانهء هنرمندان تراشى نخورده ، با آنكه به آفتابهء خدمت آب بر دست استاد مشار اليه نمىتواند ريخت با وى در مقام معارضه و مقابله درآمده ، هرلحظه كارهاى ناتمام خود را برطبق مىكند و كار خود و بازار هنرمندان را بىرونق مىسازد . كرم نموده [ اگر ] او را در پس كار او نشانند و آبى بر ديگ تفسان او فشانند ، حاكمند .
مولانا روح اللّه مشهدى به خواجه ميرك ميخچهگر [ كه سرآمد جوانان سمرقند بود ] ، علاقهء تعلقى داشت . التماس مكتوبى نمود و آن مكتوب اين است « 2 » :
چون اخگر سوزان شده دل در بدنم * مىسوزد از آن اخگر سوزنده تنم
از آب دو ديده گر نبودى نمناك * يك شعلهء آه سوختى پيرهنم
هامش
( 1 ) - در تمام نسخ اصلى و همچنين در نسخهء ترجمه ازبكى صفات زرين و سيمين پس و پيش شده است . همچنين در نسخهءAنيز ابتدا چنين بوده ولى سپس روى آن را خط كشيده و در بالاى آن صورت صحيح را نوشتهاند . در نسخهء 8585 صفحهb49 جملهاى ناقص ولى نزديك به جملهء صحيح آمده است : و زرين آفتاب و طشت ماه را .
( 2 ) - در نسخPوC: قبل از رباعى اين كلمات به چشم مىخورد : رباعى لمؤلفه . و در نسخهءT:
هذا المكتوب .
( * ) س 3 : گردخان