تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي ) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
لالا هاردايال
Lala Har Dayal
از هنديان باهوش و استعداد و داراى حافظهء خارق العاده بود . در سال 1884 در دهلى متولد و دانشنامه ليسانس خود را در دانشكده سينت استفان دهلى
St . Stephan
و دكتراى خود را از دانشكده دولتى لاهور دريافت داشت . در موقع اخذ دكترا بر همه داوطلبان تفوق يافت ، در يكى از امتحاناتش ورقه‌هاى انگليسى او به حدى خوب بود كه آن را از نظر يك شخصيت عاليمقام فرهنگى گذراندند و او نيز اوراق مزبور را از درجهء عالى و نمونه كامل تشخيص داد . كمك تحصيلى به منظور ادامه تحصيلات در انگلستان براى 3 سال بوى اعطاء شد و در سال 1905 بدانشكده سنت جان اكسفورد
St . John , Oxford
وارد و تا سال 1907 در آنجا بكسب دانش اشتغال داشت ، اما در اين سال از قبول كمك تحصيلى دولت انگليس امتناع ورزيد . در ژانويه 1908 به لاهور برگشت و در آوريل همان سال با لالا لاج‌پاترائى
Lala Lajpatrai
و عدهء ديگر از زعماى نهضت زندگى مشتركى را شروع نمود و افكار سياسى و انقلابى او در آنان نيز راه يافت . ناگفته نماند كه او يك سوسياليست سياستمدار و علمدار عصيان مرتب و متشكل بود و لكن پس از پىبردن بر اينكه نظريه او مورد پذيرش انقلابيون پنجاب واقع نميگردد همانسال به عزم اروپا هند را ترك نمود و بعد از توقف در لندن ، اكسفورد ، پاريس و ژنو در اواخر 1909 به پاريس بازگشت . در آوريل 1910 به علل صحى مسافرتى به الجزيره نمود و در ژوئيه همان سال از آنجا مراجعت كرد . در اكتبر 1911 به مارتينيك
Martinique
و سپس بامريكا عزيمت نمود و در بركلى
Berkelay
و كاليفرنيا با دكتر ا . س . ريدر
A . S . Ryder
استاد سانسكريت دانشگاه كاليفرنيا و دكتر استوارت
Stuart
استاد دانشگاه استانفورد
Stanford
برخورد نمود كه هردو شيفته وى گرديدند . در فوريه 1912 به سمت استاد فلسفه هندى و زبان سانسكريت دانشگاه استانفورد منصوب اما چون در فعاليت‌هاى ضد انگليسى خود آزادى نداشت از آن مقام دست كشيد . دوباره به بركلى بازگشت تا در كارهاى انقلابى شركت جويد و از موقعى كه حزب گادر و روزنامه گادر را تأسيس نمود لالا هاردايال روح و قلب تبليغات ضد انگليسى گرديد . شواهد نشان ميدهد كه او در طرح قتل لرد هاردينگ
Lord Harding
نايب السلطنه هندوستان در چاندنى چوك
Ghandni Chowk
دهلى در دسامبر 1912 دست داشته است . اين نكته را از مطالعهء نطق او در مقابل 200 نفر كارگر سيخ در استوريا
Astoria
در تاريخ 4 ژوئن 1913 ميتوان استنتاج نمود ، در اين نطق ميگويد : « ژرژ پادشاه به هندوستان رفت تا خود را نشان دهد ، سى هزار دولار براى سه روز خودنمائى وى در باغ گل سرخ نزديك چادر ملكه خرج شد ، آزادى شخصى در هندوستان مفهومى ندارد و حكومت آن از بدترين حكومتهاى روى زمين است ؛ شكنجه و عذاب در زندان غيرعادى نيست و عدالتى در دادگاهها وجود ندارد : وقتى كه يك بومى بدست يكنفر انگليسى بقتل ميرسد شخص انگليسى فقط مورد ملامت قرار ميگيرد . امپراطورى رم و فرانسه قبل از انقلاب و حتى امپراطورى روسيه هم بدتر از حكومت انگليس در هند نبوده‌اند . اين حكومت قابل اصلاح نيست و بايد مضمحل گردد و نام آن را بجاى امپراطورى انگليس بايد جانور خون‌آشام انگليس ناميد . دو سوم قشون انگليس در هندوستان را هنديان تشكيل ميدهند كه افراد آن ماهيانه چهار دولار حقوق ميگيرند در صورتى كه بسربازان انگليسى در همين كشور 25 دلار حقوق داده مىشود . » هاردايال و پيروانش مبارزه را همچنان دنبال كردند و انتشار روزنامه گادر را از اول نوامبر 1913 در سانفرانسيسكو آغاز نمودند رام چاندرا پشاوارى
Ram Chandra Pechawari
بطور شايستهء كار هاردايال را پيروى كرد ، او خود قبلا ناشر روزنامهء آكاش
Akash
چاپ دهلى بود و در ژانويه 1914 وارد سانفرانسيسكو شد . جريده گادر خود را دشمن حكومت انگليس نام‌گذارى نمود . اين روزنامه هفتگى كه به زبان اردوو گورموخى
Gurmukhi
منتشر ميشد از طرف هنديان مورد استقبال شايان قرار گرفت و به صورت بسته‌هائى از نقاط مختلف امريكا و كلمبياى انگليس به پنجاب ارسال ميگرديد .