طالع شده دلالت كند بر آنكه مال و ملك به آسانى دست دهد . و بودن طالع و سهم السّعادت و جزو اجتماع مقدّم از بروج كثيرة المطالع دليل قوى بر درازى عمر و امتداد سلطنت باشد .
احكام خانهء دوّم . چون مركز خانهء دوّم از سنبله است كه خانهء عطارد است متّصل به شمس و اكثرش از ميزان كه خانهء زهره است و او در طالع است كه خانه و شرف عطارد است دلالت كند بر آنكه مال و ملك از ممرّ حسن تدبير و عقل كامل حاصل شود ، و يابندهء منصب بزرگ پادشاهى باشد . و بودن مشترى در اين خانه در حدّ خود و اتّصال عطارد به او مقوّى اين معنى است . و بر آنكه وزرا به قوّت عقل وافر اين صاحب طالع در انتظام امور ملك و مال كوشند نه به تدبير خود ، بلكه انديشههاى ايشان پيش تدبير خديو زمان ننمايد .
و چون صاحب دوم در طالع است خزاين بىحساب او را جمع شود . و چون مشترى در اين خانه است مال را در مسالك رضاى ايزدى صرف كند ، و در مرضيّات خداى نگاه دارد ، و نظام [ 37 ] احوالش روزبروز دولتافزاتر باشد . و بودن مشترى در حدّ خود دليل طول عمر گرامى است ؛ چنانچه فرزندزادههاى گرامى را دريابد ، و اين سعادتمنشان به نظر تربيت او بزرگحال شوند . و زحل چون در دوّم است و در شرف هرگز نقصانى به خزاين معمورهء او نرسد . و هيلاج كه جزو اجتماع مقدّم است در اين خانه است مقوّى اين معنى است . و كدخدا كه زحل است و در شرف خود و شريكش كه مشترى است در اينجا آمده ، عطيّهء عمر مقدّس از ممرّ دو كدخدا و سيوم كه مرّيخ است از عمر طبيعى - كه صد و بيست سال است - متجاوز باشد . و بودن قمر مستولى بر اين خانهء مؤيّدى ديگر است براى اساس اين سعادت .
احكام خانهء سيوم . چون صاحب طالع در سيوم است ، دلالت كند بر كمال حلم و آهستگى و وقار و اعزاز و امداد اقربا . و اين گروه از كوتهبينى در مقام يكجهتى نباشد ، امّا چون آن مركزى كه صاحب طالع در اوست خانهء مرّيخ و مثلّثه و حدّ و وجه و آدرجان و دريجان اوست و او در پنجم طالع است كه خانهء فرح و شرف اوست . و در مثلثه و وجه مشترى و آدرجان صاحب طالع گردد .
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 64
مساهمون: ابو الفضل مبارك
ص٦٤