بر اظهار شوق و دلنمودگى رسانيدند ، به تخصيص ، نوّاب حسن على ميرزا كه « 1 » « آنا فآنا » اظهار اخوّت و مهربانى و رسوم مواحدت و خاطر نگرانى ( 190 الف ) را صلاى يگانگى درداده كه : « 2 »
شعر
گر خانه محقر است و تاريك * بر ديدهء روشنت نشانم
يعنى خانه و هرچه هست تعلق به آن زيبندهء تاج و افسر دارد « 3 » شاهزادهء بلنداختر از موافقت و مؤالفت و گرمى و برخورد برادر ارجمند خوشدل و مستبشر گشته ، در مقابل اظهار ميلانخاطر و دلنمودگىهاى وافر نمود . صبحگاهان كه خسرو زرّين كلاه مهر انور از شبستان خاور بر اورنگ سپهر اخضر خراميد و شعاع عالمگيرش بر ساحت حال عالم و آدم تافت ، شهزادهء سياوش منظر به آيين كيخسروى سر و بر را به ترتيب تمام آراسته با زينت و تجمّل شايسته كه چشم روزگار از ديدنش حيران مانده ، زبان آسمان هرزمان چشمزخم « 4 » دهر دون و اصابهء عين الكمال را
وَ إِنْ يَكادُ
مىخواند ، چون سروآزاد از جاى برخاسته .
شعر « 5 »
اسب دولت زير ران چتر ظفر بالاى سر * فتح و نصرت پيشرو عون الهى راهبر
به عزم زيارت آستانهء مقدسهء شاهزادهء واجب التعظيم ، حضرت عبد العظيم ، كه جنابش قبلهء مقبلان و كعبهء حاجات صاحبدلان است ، روان . پس از اداى مراسم زيارت استمداد همّت از روح مطهرش نموده ، به شوق زيارت آستان كعبه بنيان شاهنشاهى و اشتياق خاكبوسى درگاه آسمان جاه ظلّ اللهى كه بوسهگاه سلاطين جهان و سجدهگاه خواقين نافذ الفرمان است گرانركاب و سبك عنان آمد . در خارج زاويهء مقدسه شاهزادهء آزاده ، حسن على ميرزا ، با كوكبهء تمام و جميع امرا و اعيان دولت ابد فرجام و اركان شوكت با احتشام به استقبال آن گوهر عمّان « 6 » شاهنشاهى « 7 » عنان ريز و هردو برادر والاگهر به عزّ ملاقات يكديگر
هامش
( 1 ) . مج : « كه » ندارد .
( 2 ) . ملك : « كه » ندارد .
( 3 ) . مج : متعلق به آن . . . است .
( 4 ) . ملك : « زخم » ندارد .
( 5 ) . ملك : ندارد .
( 6 ) . مج : « عمان » ندارد .
( 7 ) . مج : شاهنشاهى .