وقايع سال همايونفال توشقان ئيل خيريت دليل و افتتاح هرات و شرح آن
در يازدهم شهر محرم الحرام سنهء 1222 اثنان و عشرين و مأتان بعد الالف « 1 » سلطان نافذ الفرمان سيّارگان كه فيضبخش عالم و عالميان است با كوكبهء جلال و شكوه اقبال به تختگاه حمل خراميده « 2 » از تأثير تيغ لعلفام و شعشعهء شمشير زمرّد نيام عالم را مسخّر گردانيد .
شعر « 3 »
نشست خسرو گردون به بارگاه حمل * به نام ناميه منشور ساخت بهر عمل
نسيم اردىبهشتى از شميم گلهاى بهارى عطر سايى « 4 » آغاز نهاده ، مشام روزگار را معطر ساخت . شاهدان بهار دلگشا با هزاران زيب و بها از حجلهء شتا چهرهنما گشته ، سرور در دلهاى عالميان انداخت . شوخچشمان رياحين كه از دستبرد لشكر دى و غارتگر خزان « 5 » در نهانخانهء خاك سر به جيب اختفا برده ، پاى در دامن خمول پيچيده بودند ، قد « 6 » به جلوهگرى افراخته « 7 » شوخى آغاز نهادند و بنفشه و سوسن دو زبان در لباس يكرنگى به ژاژخايى در اطراف باغ و كنار « 8 » انهار زبان گشادند . بلبل ز « 9 » شاخ گل بلبلهء مخالفت را ساز و مرغان چمن هر يك با يارى به ترانه و نغمه دمساز آمدند . رياحين در صحن چمن به رعونت و طنّازى جلوهگرى بنياد نمودند « 10 » و نورستگان « 11 » بستان را به غمزهء دلفريب و چشمكزنى نرگس و شكوفه هرنفس خون در جگر مىنمودند .
شعر « 12 »
باز نوروز گشت مهرآيين * كرد صحن چمن چو خلد برين
شد نسيم بهار عنبر بيز * در دماغ جهان نشاطانگيز
هامش
( 1 ) . مج : 1221 سعادت اختتام .
( 2 ) . مج : خراميد و .
( 3 ) . ملك : ندارد .
( 4 ) . مج : عطر سائيى ؛ ملك : عطرسانى .
( 5 ) . مج : لشكر غارتگردى .
( 6 ) . مج : سر .
( 7 ) . مج : برآورده .
( 8 ) . مج : « كنار » ندارد .
( 9 ) . مج : در .
( 10 ) . مج : كردند .
( 11 ) . ملك : نورستهگان .
( 12 ) . ملك : ندارد .