پدر نامدارش « 1 » مثمر اثمار نهالاقبال و بهرهاندوز ايّام خجسته فرجام زندگانى و آمال آن مولود فرخندهمآل كردند و جناب « 2 » احديّت از عطاياى كاملهء زبانيش او را از اصابهء عين الكمال محفوظ و از عنايات شاملهء يزدانيش آن نورسيده را از لذّات حصول « 3 » آمال محظوظ بداراد و به كام دل والد ماجد بزرگوارش به منتهاى « 4 » عمر طبيعى برساناد .
ذكر بعضى از وقايع سمت آذربايجان و محارباتى كه فيما بين روسيه و نايب السّلطنه ، واقع شده از تقديرات ملك منّان
بعد از قتل ايشپخدر ، « 5 » سردار روس ، چنانچه اشاره به آن شده ، جناب نايب السّلطنه در صفحات آذربايجان در مقام جبر اوضاع رعاياى بىسامان و دلجويى اهالى آن سامان برآمده ، قدرى در مرمّت شكستگى و انضباط برهمخوردگى سكنهء آن مرزوبوم پرداختند و كار هر ولايتى را به قدر وسع و امكان ساختند و لشكر روس در ولايت گنجه و قراداغ و تفليس سر به زاويهء گمنامى كشيده محصور گونه به سر مىبردند و اصلا در مقابل عساكر پادشاهى ، از غايت رعب و هراسى كه بر ضمير آن گروه استيلا يافته بود ، رايتافراز نشدند . بولينوك « 6 » ( 166 ) نامى كه از جمله نوّاب عمده و مهيار اعظم ايشپخدر و لشكرش « 7 » بود ، بعد از قتل ايشپخدر ، رايت خوددارى برافراخته ، متجنّدهء روس را به آمدن كومك و مدد از جانب پادشاه روس و معاونت اگارجه و ارامنهء داغستان و تفليس به دمدمه و تلبيس مستظهر ساخت و گزارش را بلافاصله معروض « 8 » پادشاه خويش نموده ، در مقابل پادشاه اسلام پاى ثبات ورزيدند . « 9 » ( 141 ب ) نايب السّلطنه چون قرار و آرام غولان روس را مشاهده نمود ، استيصال معدودى كه در قلعهء شوشى نزد ابراهيم خليل خان بودند وجههء همّت ساخته ، از
هامش
( 1 ) . مج : والد نامدارش كامياب .
( 2 ) . مج : « و جناب » تكرار شده .
( 3 ) . مج : تلذذات . « حصول » ندارد .
( 4 ) . مج : مراحل .
( 5 ) . متن : اشبخدر . ( همهجا در اين صفحه )
( 6 ) . مج : و بولنيوك .
( 7 ) . مج : لشكر روس .
( 8 ) . مج : معروض راى .
( 9 ) . مج : ورزيد .