آواز تفنگ مىآيد و هرچند دعواى شديد باشد ، آرامى دارند كه اصلا و قطعا آواز آنها را نمىشنود و در هرحال جميع اطوار و افعال و تفهيم و تفهم آنها « 1 » ايما و اشاره است .
از شخص ثقه استماع شد كه در حين نزول آن خيول شقاوت شمول به ايروان ، خاقان سليمانشأن ، محمّد حسين خان قاجار و حسن خان قوللر آقاسى و اسماعيل بيك دامغانى را با فوجى از سواره و تفنگچى مأمور به استقبال آن گروه ضلال فرمودند كه در هنگام نزول و ارتحال آن قوم بدسگال هرجا فرصت حاصل سازند ، « 2 » دستبردى به آنها نموده « 3 » باشند .
مأمورين امتثالا لامر الاعلى از ركاب نصرت قرين مأمور به انجام اوامر عليه شده ، قريب به معسكر شقاوت اثر آن فرقهء ( 102 ب ) ضلالت سير كمين كرده ، تا فلك از پس پرده چه آرد بيرون . به قدرى كه مأمورين در كمين بودند ، يك نفر از معسكر خود بيرون نيامد « 4 » و از هيچ كس آوازى « 5 » بلند نشد ، تا دو سه روز به همين ضابطه روز را به شب و شب را به روز آورده ، يك نفر به كام دل « 6 » به دام ايشان نيفتاد . بالاخره چون عبور آن گروه پر شروشور در گريوه بسيار تنگ و مكان صعبى بود ، افواج منصوره را به گمان اينكه شايد در گذرهاى آن گريوه كمين كرده ، آنچه مطمح نظر ايشان است از جلباب خفا به عرصهء ظهور خرامد و تمنّاى ايشان به عمل آمد ، « 7 » به اين اميد در آخر گريوه جاى كمين را تعيين كرده ، از سر شب تا سحر منتظر كين ايستادند . « 8 » اثرى از ورود آن طايفه ظاهر نشد . آخر الامر يكى از متهوّران به سر معبر آن طايفهء شقاوت اثر آمده ، نيك ملاحظه كرده ، ديد كه درين شب اكثر روسيه گذشته مابقى « 9 » در كار رفتن مىباشند و از هيچيك نفسى برنمىآيد مگر صداى عرّادههاى توپ كه « 10 » مىكشيدند . بعد از آنكه كيفيّت را مشاهده نمود ، به كمينگاه مراجعت و همراهان « 11 » خود را از
هامش
( 1 ) . مج : مىنمايند كه هميشه نزاع ايشان به روش شليك است و اصلا و قطعا در جنگ و جدال و هنگام نزول و ارتحال متنفسى از ايشان صدا بلند نمىكنند گويا جميع اقوال و اطوار و افعال آن گروه به .
( 2 ) . مج : نمايند .
( 3 ) . مج : زده .
( 4 ) . مج : نيامده .
( 5 ) . مج : صدايى .
( 6 ) . مج : به كام دل يك نفر در .
( 7 ) . مج : بيامد .
( 8 ) . مج : ايستاده بودند .
( 9 ) . مج : اكثر از روسيه آمده گذشته و .
( 10 ) . مج : عراده كه توپ .
( 11 ) . مج : بعد از اينكه اين امر غريب مشاهده او گشت مراجعت به كمينگاه كرده همراهيان .