حسب الحكم محكم ولايات هرات را به حاجى فيروز تفويض فرمودند . شهزادهء نصرتپناه ، امتثالا لامر الاعلى ، دست تطاول از سر سكنهء آن ولايت كوتاه و به انتظام ساير ممالك پرداخته ، امورات اتّفاقيه را به مقتضاى عقل دوربين منتظم مىساختند .
گزارش احوال سلاطين تركستان ( 117 ) بر سبيل اختصار و اجمال و متابعت و مطاوعت امير ناصر الدين توره جان
از جمله سلاطين تركستان كه معاصر به اين دولت جاويد اركان بودند اوّل ايشان شاه مراد بيك اوزبك « 1 » بود كه به بيك جان مشهور است « 2 » كه بعد از ابو الفيض خان بخارا خانى به چاكرى آن سلسله بهيّه كه آبا « 3 » و اسلاف ايشان به اخلاف ( 78 الف ) چنگيز خانى منتهى مىشود كمربسته همواره گوى نيكو خدمتى را به چوگان اخلاص ظاهرى از امثال و اقران مىربود و پيوسته باوجود مكر و تلبيس كه ابليس از كمينه شاگردان او بود در لباس فرشته جلوه مىنمود « 4 » تا رفتهرفته كار به جايى رسيد كه محل اعتبار شده ، عنان اختيار كل امورات سلطانى را به دست گرفته ، به مهمّات « 5 » ملكى و مالى دخل و تصرّفى تمام مىكرد . « 6 »
باوجود « 7 » اينهمه اقتدار ، دينارى از حقوقات ديوانى را به مصرف خود نرسانيده « 8 » ، امر « 9 » معاش خود را از كسب قامچى بافى كه حرفهء ضعيفى است « 10 » مىگذرانيد و در ميان عموم ناس به مواسات و استيناس و در كمال انكسار و « 11 » فروتنى روزگار مىگذرانيد و به اين دمدمه و افسون بىمعرفتان و سادهلوحان تركستان را فريفته و مفتون خويش گردانيده ، پادشاه را بىاختيار نمود و بدانچه « 12 » دست نكبت او مىرسيد از آنچه آن را بيت المال نام نهاده بود « 13 »
هامش
( 1 ) . ملك : « اوزبك » ندارد .
( 2 ) . مج : اوزبك كه بين الجمهور به بيك جان مشهور است ، بوده .
( 3 ) . مج : اعقاب .
( 4 ) . مج : در نظرها جلوه مىنمود .
( 5 ) . مج : به امورات .
( 6 ) . مج : تصرف مىنمود .
( 7 ) . مج : « وجود » ندارد .
( 8 ) . مج : ديوانى را تصرف نكرده .
( 9 ) . مج : « امر » ندارد .
( 10 ) . مج : از ممر قمچى بافى كه حرفه ديرينه او بود .
( 11 ) . مج : در ميان اوسط الناس مواسات مىنمود ، در كمال .
( 12 ) . مج : بىاختيار گردانيد و آنچه .
( 13 ) . مج : مىرسيد از بيت المال .