حاصل كردند « 1 » و اعلام ظفر فرجام به جانب مقصد شقهگشا ، و « 2 » در روز پانزدهم شهر مزبور « 3 » از ارض فيض دستور حركت « 4 » ، و با معادل يك هزار نفر از ابطال رجال ركابى كه از بيم شمشيرشان شير فلك لرزان و از صلابت رماح خونآشامشان اشك حسرت از ديدهء « 5 » عين الثور روان بود ، با طمطراق تمام « 6 » روانهء ابيورد گرديدند « 7 » .
قبل ازين نگارش يافت كه لطفعلى خان را پيشتر روانه و متعاقب او محمّد نظر خان ما فى را « 8 » با دستهء او مأمور فرمودند . « 9 » لطفعلى خان همهجا اسبتاز رفته ، به ابيورد رسيده بود . « 10 » در آنجا از نزد بيگلر آقا رسيد كاغذى به پدر خود نوشته بود « 11 » ، به اين مضمون كه طوايف « 12 » تكّه در مرتبهء هفت هشت هزار كس جمعيّت كرده و اطراف ما را در نهايت حصر گرفتهاند و « 13 » تفنگچى بسيارى جمع كرده ، به جهت تسخير قلعه « 14 » حواله [ اى ] ترتيب دادهاند و كار « 15 » بر ما تنگ است و به جاى آب و نان ، خون و گوشت « 16 » اسب مىخوريم . اگر درين دو روز اشعهء التفات شاهزادهء بلنداقبال پرتوافكن ساحت احوال محصورين نشود ، از ماها قطعنظر كرده « 17 » كه در خير مكنت امثال شماها نيست .
لطفعلى خان از استماع اين خبر بىآرام شده ، از همانجا مراجعت و در عرض راه به « 18 » محمّد نظر خان ما فى برخورده ، فى الجمله تسكينى حاصل شده ، كيفيت را مفصلا معروض راى انور شاهزادهء خجسته سير داشتند . « 19 » در منزل رادكان « 20 » ( 103 ) حقيقت اين خبر معروض پيشگاه خاطر اقدس گرديد . « 21 »
هامش
( 1 ) . مج : حاصل نموده .
( 2 ) . مج : فرجام و ماهچهء رايات نصرت انجام .
( 3 ) . مج : ربيع الاول .
( 4 ) . مج : از ارض مينو مثال حركت و به عزم تنبيه و تدمير سركشان دشت .
( 5 ) . مج : « ديده » ندارد .
( 6 ) . مج : تمام و كوكبه لاكلام ايلغاركنان .
( 7 ) . مج : گرديد .
( 8 ) . مج : « را » ندارد .
( 9 ) . مج : فرموده بودند .
( 10 ) . مج : « بود » ندارد .
( 11 ) . مج : در آنجا آدمى كه از نزد بيگلر آقا كه شب فرار كرده بود ، آمده و كاغذى از سياهى زغال به پدرش نوشته بود .
( 12 ) . مج : طايفه .
( 13 ) . مج : ما را چون نگين انگشتر در ميان گرفته .
( 14 ) . مج : « به جهت تسخير قلعه » ندارد .
( 15 ) . مج : داده عرصه .
( 16 ) . مج : به جاى نان و آب ، گوشت و خون .
( 17 ) . ملك : كر .
( 18 ) . ملك : « به » ندارد .
( 19 ) . مج : كيفيت را منوطا معروض سدهء جاه و جلال داشتند .
( 20 ) . مج : بادكان . روى « منزل بادكان » خط كشيده شده و در بالاى آن نوشته شده : « بلوك . . . » .
( 21 ) . مج : اين خبر و استعداد طايفهء خذلاننشان معروض راى فلكنشان [ متن : شان ] شده .