جهانگيرى برافراخت « 1 » ، و جهانيان را از بشارت فتح الباب معمورهء ( 45 الف ) جهان « 2 » مبتهج « 3 » و مسرور ساخت . سروش غيبى مضمون اين ابيات را به زمزمهء نواى نيشابور به گوش حقانيّت نيوش شهزادهء با داد و هوش مىرسانيد .
شعر « 4 »
برخيز كه صبح است و شراب است و من و تو * آواز خروس سحرى خاست « 5 » ز هرسو
برخيز كه برخاست « 6 » پياله به يكى پاى * بنشين كه نشسته است صراحى به دو زانو
برخيز از آن بيش كه معشوقهء شب را * با صبح بگيرند و ببرند دو گيسو
از شيشهء مينا مى « 7 » رنگين خور و بفكن * سنگى تو بر اين شيشهء گردنده مينو
خاطر آفتاب مآثر « 8 » آن سرور از ظهور اين فتح بهجتاثر قرين ابتهاج و سرور ، و ضمير خورشيد نظير آن « 9 » برگزيدهء حضرت داور از وضوح اين ظفر سعادت سير لبريز شادكامى و حبور گرديده ، « 10 » امرا و خوانين و غازيان نصرتآيين « 11 » را به انعام و صلات وافره و احسان و خلاع فاخره ، على قدر مراتبهم « 12 » سرافراز و ممتاز ، و به شكرانهء اين فتح عظمى كه طراز فتوحات آسمانى و ناسخ داستان باستانى تواند بود ، به سعى و اهتمام و ثبات قدم و ايستادگى آن شهزادهء فرخنده سرانجام از وراى پردهء غيب روى داده و ابواب معلقهء دولت به مقلاد نام « 13 » نامى آن حضرت گشاده شد . صدقات بسيار و صلات بىشمار به مستحقين رسانيده طبل
هامش
( 1 ) . مج : افق قد برافراخته .
( 2 ) . مج : فتح الباب بلده عالم .
( 3 ) . ملك : مهتج .
( 4 ) . مج : ندارد .
( 5 ) . متن : خواست .
( 6 ) . متن : خواست .
( 7 ) . ملك : مينايى .
( 8 ) . مج : خاطر حقانيت گزين .
( 9 ) . مج : سرور و دل حقيقت آيين آن .
( 10 ) . مج : داور مالامال شادمانى غيرمحصور .
( 11 ) . مج : « نصرتآيين » ندارد .
( 12 ) . مج : درجاتهم .
( 13 ) . مج : روى داده و مقاليد دولت به نام .