را « 1 » بستند . آن جماعت بىعاقبت پاس حرمت حرم ذريّهء رسول اكرم « 2 » ( ص ) را منظور نداشته ، با شمشيرهاى كشيده و تفنگ از ايوان طلا گذشته در دار السّياده و دار الحفاظ و درب حرم محترم آغاز « 3 » نزاع و جنگ و بنياد « 4 » انداختن تير و تفنگ نموده ، حضرت مجتهد الزمانى كه در حرم معتكف و از صادرات افعال و قبايح اعمال نادر ميرزا متأسف بود ، ازين عمل شنيع آگاه و به جهت انتباه آن طايفهء گمراه مصمم شد كه بيرون آمده « 5 » ، بعضى از هواخواهان او را ممنوع ساختند « 6 » و آنجناب به جهت آنكه « 7 » مبادا به سبب ازدحام عوام امرى واقع « 8 » شود كه موجب هتك احترام حرم مبارك « 9 » باشد ، اين معنى را مسموع نمىداشت تا اينكه در ( 42 ب ) اصل دار السّياده و دار الحفاظ آن جماعت بىحفاظ با خدّام روضهء ملايك مقام در ستيز و آويز و در مرصد « 10 » زد و بند و خونريزى بودند . درين اثنا جمعى بىمحابا به در حرم آمده ، چون در مقفل بود « 11 » ، اجماع كرده در را از جا كندند . چون اينگونه بىادبى « 12 » از آن بىدينان كافركيش نسبت به حرم محترم مشاهد مجتهد خيرانديش گرديد ، تاب نياورده پيش دويد و « 13 » درصدد منع آن گروه شقاوتپژوه برآمد . « 14 »
چون نادر ميرزا از راه بدطينتى سبب انقلاب و باعث شورش آنجناب را مىدانست ، حكم به گرفتن آن سيّد جليل القدر نمود . اكراد و اعوان آن شقاوت « 15 » نهاد بلاتحاشى بر آن فاضل پاكاعتقاد آويخته ، كشانكشان از روضهء منوّره به چهارباغ آوردند و « 16 » در مقام خشونت و درشتى و سياست و ناخوشى آن مجتهد بىعديل برآمده « 17 » ، از مؤاخذهء روز محشر نينديشيده و آزرم از روى حضرت خير البشر نكرده ، با دست بريده شمشيرى به گردن فرزند
هامش
( 1 ) . مج : در حرم را نيز .
( 2 ) . مج : پاس حرم محترم و ذريّهء رسالت .
( 3 ) . مج : بنياد .
( 4 ) . مج : « بنياد » ندارد .
( 5 ) . مج : بيايد .
( 6 ) . مج : « ساختند » ندارد .
( 7 ) . مج : اينكه .
( 8 ) . مج : صادر .
( 9 ) . مج : « مبارك » ندارد .
( 10 ) . مج : در مقام .
( 11 ) . مج : نبود .
( 12 ) . ملك : پىادپى .
( 13 ) . مج : نياورده پيش دويده .
( 14 ) . مج : درآمد .
( 15 ) . مج : سست .
( 16 ) . مج : آورده .
( 17 ) . مج : بىعديل و نظير درآمده .