مشغول مىداشت و « 1 » در هردروازه و برج يكى از اقارب يا اولاد خود را تعيين نموده ، به اين نحو « 2 » هنگامهآراى شروشور بود تااينكه در اوايل عقرب كه مزاج هوا به برودت مايل شد ، لالهرويان كوه و دمن و خيمهنشينان گلزار و چمن را رنگ ارغوانى به زعفرانى مبدّل شد ، برحسب استدعاى خوانين و ( 37 الف ) امرا ، شهزادهء مظفرلوا « 3 » با عبيد و خدم تشريف نزول « 4 » به نيشابور ارزانى داشته و در آنجا به تهيهء اسباب قلعهگيرى و تدارك ضروريات غازيان « 5 » كه به محاصرهء ارض اقدس مشغول مىبودند « 6 » پرداخته ، شب و روز از فكر تسخير آنجا غافل نبودند و امرا به طريقى كه مأمور بودند « 7 » هركدام جابهجا در « 8 » محاصرهء شهر اهتمام زياد « 9 » مىنمودند هرچند سابقا رقم زد كلك وقايعنگار و نگاشتهء خامهء بدايع آثار شد « 10 » كه امر سيبه و سنگر دور شهر مقدس « 11 » در حين تحريك الويهء منصور به سمت « 12 » نيشابور منسق و منتظم و جميع دروازهها چنان كه « 13 » گذشت به هريك از امراء عظام و خوانين كرام « 14 » منقسم شده ، از جانب شاهزادهء « 15 » قدر قدر امر رفت « 16 » كه جميع امرا و خوانين و سركردگان لشكر اوامر و نواهى سردار را مطيع و منقاد بوده « 17 » ، از صلاح و صواب ديد او تخلّف نورزيده ، از مدلول حكم اشرف عدول و انحراف نكنند . « 18 » و در مقابل ارگ جديد كه از ابنيهء نادر ميرزا و هنوز توفيق اتمام نيافته ، سنگر مستحكم وسيع « 19 » مشتمل بر چند برج و دروازهها « 20 » و
هامش
( 1 ) . مج : محبوس و باقى رعايا را به ظلم تعدى به قلعهدارى تعيين نموده .
( 2 ) . مج : يكى از اولاد و اقارب خود را مأمور و به اين نوع .
( 3 ) . مج : مايل شده حسب الاستدعاى امرا شهزاده ظفر انتما .
( 4 ) . مج : « نزول » ندارد .
( 5 ) . مج : و سامان و تدارك غازيان .
( 6 ) . اشتغال داشتهاند .
( 7 ) . مج : امر شده بود .
( 8 ) . مج : به .
( 9 ) . مج : « زياد » ندارد .
( 10 ) . مج : خامه بلاغتشعار گرديد .
( 11 ) . مج : ارض اقدس .
( 12 ) . مج : به بلدهء .
( 13 ) . مج : چنانچه .
( 14 ) . مج : عالىمقام .
( 15 ) . مج : شهزاده .
( 16 ) . مج : امر و مقرر گرديد .
( 17 ) . مج : سركردگان مطيع اوامر و منقاد نواهى سردار بوده سر مويى .
( 18 ) . مج : از جاده اعتدال عدول جايز ندارند .
( 19 ) . مج : سنگر وسيع فسيح .
( 20 ) . مج : دروازه .