باطن و سوء مزاج او را بر آن داشت كه سر به خودسرى برآورده ، رفتار ممش خان را تتبّع نمايد و به وسوسهء زوجهء ممش خان كه به حبالهء نكاح خود درآورده بود ، به اغواى شياطين الانس « 1 » اكراد و وخامت عاقبت به مرور بادپندار به كاخ دماغ او راه يافته بالمرّه پا « 2 » از دايرهء خدمتگزارى كشيده ، از رفتن نيشابور و اوامر و نواهى سردار نيز استجهال و اهمال مىنمودند . « 3 »
بعد از آنكه طغيان نقد على خان صريحا مسموع سردار شده ، « 4 » خبر روحپرور حركت موكب ظفر فرجام از بسطام به جاجرم مسموع خاصّ و عام گرديد ، سردار با افواج نصرت شعار از نيشابور حركت و عازم چناران شده ، از آنجا ( 32 الف ) عريضه به دربار گيتىمدار و الا گسيل نموده و متمنّى گرديد كه ماهچهء علم عقابپيكر در كمال « 5 » استعجال به سمت ارض مينو مثال و خطّهء روحپرور بالگشا و ارقام مطاعه به جميع خوانين و اعيان خراسان از دور و نزديك صادر شده آنها را از طليعهء رايات اقبال باخبر سازند . در منزل مزبور عريضهء حاكم نيشابور را به نظر انور رسانيده ، بر طبق عرض و استدعاى عارض ارقام قضا نظام به عموم حكام و امراى والاشأن و اشراف خراسان « 6 » از مصدر عزّ و شأن صادر و شرف نزول « 7 » پذيرفته ، صباح آنروز از منزل سنخواست حركت و در عين بهار از متنزّهات اسفراين و ميانآباد و « 8 » ييلاقات جهان ارغيان ( 63 ) و بام و مرغزارهاى سلطان ميدان و آن صفحات شكاركنان روانه چناران « 9 » كه جاهاى بسيار باصفا و مطلوب و چشمهسارهاى خوب و دلگشا و مرغوب و شكارگاه وسيع داشت ، مطبوع طبع مشكلپسند و مقبول خاطر آسمان پيوند شهزادهء ارجمند شده ، يك روز در آنجا توقف و در آن صحراى نزهتبخشا ميل به شكار و سوارى فرمودند ، در آن منزل طرف عصر قاصدى از راه « 10 » شتابان رسيده ، خبر فوت نادر ميرزاى
هامش
( 1 ) . مج : « الانس » ندارد .
( 2 ) . مج : پا را .
( 3 ) . مج : مىنمود .
( 4 ) . مج : شد و .
( 5 ) . مج : جناح .
( 6 ) . ملك : « اشراف خراسان » ندارد .
( 7 ) . مج : شرف ارسال .
( 8 ) . مج : ميانآباد و آن ديار و .
( 9 ) . ملك : « روانه چناران » ندارد .
( 10 ) . مج : در آن منزل در هنگام نقاره شخصى از گرد راه .