لَا انْقِضاءَ لَها أَبَداً .
فَقَدْ لَقيتَ حَمامِكَ وَ واسَيْتَ إمامكَ وَ لَقيتَ مِنَ اللَّهِ الكَرامَةَ فِى دار المُقامَةِ حَشَرَنا اللَّهُ مَعَكُمْ فِى الْمُستَشْهَدينَ وَ رَزَقَنا مُرافَقَتَكُمْ فِى أَعْلى عِلِّيِّينَ . « 1 »
23 - السَّلام عَلى بَشير بنِ عَمْرِو الحَضْرَمِىِّ شَكَرَ اللَّهُ قَوْلَكَ لِلْحُسَيْنِ - وَ قَدْ أَذِنَ لَكَ فِى الْانْصِرافِ - أَكَلَتْنِى السِّباعُ حَيًّا إِنْ فارَقْتُكَ وَ أَسْالُ عَنْكَ الرُّكْبانَ وَ أَخْذُ لَكَ مَعَ قَلَّةِ الْاعْوانِ ، لا يَكُونُ هذا أَبَداً .
24 - السَّلامُ عَلى بُرَيرِ بْنِ خُضَيْرِ الْهَمْدانِىِّ المَشْرَقِىِّ الُمجْدَلِ بِالمَشْرِفىِّ .
25 - السَّلام عَلى عُمَرِ بنِ كَعْبِ الْأَنْصارِىِّ .
26 - السَّلام عَلى نَعيمِ بْنِ عِجْلانِ الْأَنْصارِىِّ .
27 - السَّلام عَلى زُهير بْنِ القَيْنِ البَجَلِىِّ الْقائِلِ لِلْحُسَينِ - وَ قَدْ أَذِنَ لَهُ فِى الْإِنْصِراف - لا وَاللَّهِ لا يَكُونَ ذالِكَ أبَداً ، أَتْرُكُ بْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَسيراً فى يَدِ الأَعْداءِ وَ أَنْجُوا لا أَرانِىَ اللَّهُ ذلكَ الْيَوْمِ .
28 - السَّلامُ عَلى عَمْرو بنِ قُرَظَةِ الأَنْصارِىِّ .
هامش
( 1 ) 22 - سلام بر سعد بن عبدالله حنفى كه هنگام اجازه بازگشت دادنِ حسين گفت : نه به خدا سوگند ، تو را رها نمىكنيم تا خداوند بداند كه در غيبت رسول خدا حُرمت او را دربارهء تو پاس داشتهايم . به خدا سوگند اگر بدانم كه مرا هفتاد بار مىكشند و زنده مىكنند ، از تو جدا نمىشوم تا آنكه در ركابت بميرم ؛ و چگونه اين كار را انجام ندهم ، در حالى تنها يك قتل و يك مرگ است و پس از آن به كرامتى دست مىيابم كه تا ابد پايان ندارد .
به تحقيق كه تو در راه حسين جان دادى و با امام خويش با مواسات رفتار كردى و در سراى جاويد از خداوند كرامت ديدى . خداوند ما را در زمرهء شما شهيدان محشور كند و در بالاترين جايگاههاى بهشت دوستى و همنشينى با شما را روزى ما فرمايد [ در رسالهء فضيل بن زبير از وى بهعنوان هفتادمين شهيد نام برده شده است ] .
23 - سلام بر بشير بن عمرو حضرمى ، خداوند اين گفتارت را به حسين - هنگام اجازه بازگشت دادن به تو - قبول كند : سگان مرا زنده زنده بخورند ، اگر از تو جدا شوم و از تو رخصت بخواهم و با وجود اندك بودن شمار يارانت تو را ترك كنم ، هرگز چنين نخواهد بود [ در رسالهء فضيل بن زبير ، نام وى در شمار آخرين شهيدان آمده است ] .
24 - سلام بر برير بن خضير همدانى مشرقى كه با شمشير مُشْرِفى به شهادت رسيد [ در رسالهء فضيل بن زبير نام وى نيز در شمار آخرين شهدا آمده است ] .
25 - سلام بر عمر بن كعب انصارى [ در رسالهء فضيل بن زبير وى شهيد پنجاه و سوم است ] .
26 - سلام بر نعيم بن عجلان انصارى [ وى و عمران بن كعب ، در رسالهء فضيل بن زبير شهداى 52 و 53 هستند ] .
27 - سلام بر زهير بن قين بجلى كه چون حسين به او اجازه بازگشت داد گفت : نه به خدا سوگند هرگز چنين چيزى نخواهد شد كه من فرزند رسول خدا را در دست دشمن اسير بگذارم و خودم نجات پيدا كنم ، خداوند چنين روزى را به من نشان ندهد .