تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1105 تا 1135 ق ) ( فارسي ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ
[ 10 ] كه از آن روز باز كه بازوى رجا به اجتناى ازهار مرافقت از اشجار دوست پيمانى راست و حصول اسباب موافقت فى ما بين به كارگذارى قوافل ود و ولا بىكم و كاست گرديده هر روز بدين گونه جام مرام از مدام تعطفات جم جاهى مالامال و بهره‌يابى از فوايد اين مراد منتج الصلاح و السداد در سر حد كمال .
صلاح جهان آن گه آمد پديد * كه از مشرق اين صبح صادق دميد
مهندس طبع والاى خاقانى كه كارنامه‌ساز آن روضهء رضوانى و قطعهء جنانى است ، بعد از تأكيد بنيان اكيد و داد و تشييد اساس رصيص اتحاد به معمارى همت خورشيد خاصيت قوى بنياد و كارگذارى نهمت دوستى امنيت صداقت معتاد ، در باب سليمان بدنهاد به وساطت خامهء مانوى نژاد بدين نهج در نقش و نگار آن كاخ مراد افزوده كه چون سليمان مردود از رداءت طينت و خباثت جبلت سلب حقوق نعمت آن شهريار دارا درايت نموده از غايت پندار در ترك شيوهء عصيان و طغيان مقيد به نصيحت و پند و تخويف و انذار آن خسرو عالى تبار نشده است محافظين ثغور و گماشتگان سرحد منصوره به تدارك مفاسد آن محيل فاسد و اتباع به امر واجب الاتباع
وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ
مأمور گشته و بنابر استقرار سررشتهء موالات و استمرار طريقهء مصافات چشم داشت انكشاف ضباب نوايب و فتن و انقشاع سحاب مصايب و محن از آن سرحدات جهت انتظام احوال عباد و التيام امور بلاد از نواب همايون ما فرموده‌اند نور حبور اين خواهش دوستانه كه باعث آرامش آسودگان ظلال نحل شوكت و اقبال جانبين و سبب آسايش غنودگان سايهء بال هماى حشمت و اجلال طرفين بود روشنى بخش ساحت آمال اين محب صادق البال گرديده محافل اختصاصى را بهشتى نمود نمود و در مراتب تولاى آن ذات و الا جهان جهان افزود . اتفاقا از اقتضاى قضاى خالق بىچون و مقتضاى ارباب الدول ملهمون ، قبل از وصول نامهء نامى همايون و اطلاع برين مضمون مؤالفت مشحون بر خاطر خطير پرتو وضوح افكنده بود كه لشكر جرار آن خديو عدالت شعار ، جهت اعلاء كلمه الله الملك المبين و اعلاى اعلام دين مستبين ، مشعول كارزار با كفار نابكار سقر مكين‌اند و بازداشتن ايشان ازين كار خيريت ضمين سزاوار راى رزين نبود و سليمان تبه روزگار كه اولا به اعتبار مكاوحهء با منسوبان آن دربار آسمان مدار و تسخير قلاع و بقاع آن سمت ميمنت آثار اقتدار يافته بود ، روز به روز در ازدياد مواد لجاج و عناد و كاوش به احكام اين سرحد و قبايل و اكراد منسوبين اين خالص الوداد كوشش مىنمود . صوفيان خاندان صفوت‌نژاد از رهگذر حميت جبلى خداداد ، بنابر آن كه با منتسبان آن آستان عدل و داد نيز يك رو نموده
اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1105 تا 1135 ق ) ( فارسي ) — صفحة 124 | عبد الحسين نوائى