شاهنشاهى سودا و تردد شود و استدعا نموده كه ازين طرف چند نفر كه صاحب اختيار در قول و قرار باشند به بندر عباسى فرستاده شود كه با كازم بروت قول و قرارى كه لازم باشد دهند به نظر كيميا اثر رسيد .
چون از زمان سلاطين جنت مكين اين دودمان به اين خاندان عدل و احسان اخلاص ورزيده و مورد عنايات خسروانه بودهاند و توجه نواب كامياب همايون ما نيز با عيسويه عموما و با ولنديس خصوصا در مرتبهء اعلى است خواهش او را كه مقدور باشد به عز انجاح مقرون مىفرماييم و احكام و فرامين جهان مطاع اجداد جنت مكين نواب همايون ما كه شرف صدور يافته به جهت رعايت و مراقبت طايفهء ولنديس و آمد شد جماعت مذكور است كه همه وقت به درگاه جهان پناه به اطمينان خاطر تردد مىنموده باشند نه از براى نفع و سودا . هر گاه به سوداى ابريشم راضى نباشند خوبتر و جهت كفايت سركار خير مدار همايون نيز بازيافت عشور و خروج و راهدارى اسبابى كه ايشان هر ساله به مملكت ايران مىآورند و در برابر سوداى ابريشم مذكور و غيره معافيات مقرر شده و در صورتى كه سوداى ابريشم موقوف گردد ، معافيات مذكوره نيز موقوف خواهد بود ، بهتر است و استدعايى كه نموده بود كه امضاى ارقام مطاعه كه از ازمنهء سابقه تا حال شرف صدور يافته در يك رقم صريح نوشته شود كه من بعد حكام و غيره به نوعى ديگر كه خلاف شفقت باشد عمل ننمايند . چون نوشتجات قول و قرارى كه در ازمنهء سابقه شده مىبايد كه در نظر بوده باشد و فرستادن كسان صاحب اختيار به جهت قول و قرار مجدد به بندر عباسى صورتى ندارد آن سلطنت و جلالت مآب وكيل معتمد و مجموع اسناد قول و قرار و دستور العملى كه ازين طرف در هر باب داشته به آن مستند باشد به درگاه همايون فرستد كه ملاحظه و مجددا قول و قرار و دستور العملى كه بايد از جانبين مرقوم گردد كه كدام بر طرف و كدام برقرار خواهد بود و چه تجديد خواهد شد كه من بعد از آن قرار به عمل مىآورند و بعضى سخنان كه از سوداگران شنيده چون اموال او را ضايع كردهاند خلاف واقع چند گفتهاند و الا هر يك از ايشان ، در هر زمان هر قسم مطلبى حسابى كه عرض و استدعا نموده به عز انجاح مقرون و ارقام مطاعه به ايشان شفقت فرمودهايم چون اموال مزبور را ناچيز كردهاند بدان جهت دعاوى و سخنان باطل تنخواه آن حشمت و نصفت آداب مىكنند . مطالب ديگر كه در باب خانه واقع در بندر و محافظت اسباب واقع در اصفهان قلمى نموده بود ، بعد از ورود وكيل جديد ، ان شاء الله تعالى به عمل
اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 295
مساهمون: عبد الحسين نوائى
ص٢٩٥